بازنمایی اسطورهی صعود در شاهنامهی فردوسی
نویسندگان
1 دانشگاه فردوسی مشهد
doi
10.22099/jba.2012.329چکیده
بازنمایی اسطوره ی صعود در شاهنامه ی فردوسی داوود غلامزاده*دانشگاه فردوسی مشهد چکیدهمسالهی اصلی این مقاله، شناخت اسطورهی صعود در اندیشهی ایرانی و بررسی بازتاب آن در شاهنامهی فردوسی است. در اسطورههای اقوامی که به یک جهان فوقانی پس از مرگ اعتقاد دارند، راههای متفاوتی برای صعود بدان عالم وجود دارد. مثلاً نردبان، پلکان، بادبادک، تار عنکبوت، رنگین کمان و ... برخی از راههای صعود به جهان علوی هستند. در نزد ایرانیان باستان، راه صعود به جهان برتر از «کوه البرز» میگذرد. در این مقاله، پس از تصویر سیمای آیینی البرزکوه در اساطیر ایرانی و شاهنامهی فردوسی، صعود شاهان و پهلوانانی مانند فریدون، زال، کیقباد و کیخسرو بر فراز البرز بررسی شده است. اینان در دوران پاکی خردسالی، بنا بر حادثهای به فراز البرز که دروازهی گروثمان (بهشت) است، راه مییابند. در این عروج، تن و روان پهلوانان با یکدیگر همراهند. پس از این مرحله، قهرمانان کمال یافته در حکم منجیانی که پیش از فرشکرد (دوران بازسازی جهان) ظهور میکنند، هریک کارهای شگفتی انجام میدهند و با دشمنان به مبارزه برمیخیزند. سرانجام، روان آنها پس از مرگ که بازگشت طبیعی همهی روانهای نیک به مینوست، بار دیگر بر فراز البرز و در گروثمان آرام میگیرد. * دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسیدریافت مقاله: 23/03/1388 پذیرش مقاله: 30/01/1389