بازارگرایی در آموزش عالی: واکاوی نقش و کارکرد بازاریابی
نویسندگان
1 گروه علوم تربتی دانشگاه کردستان
2 عضو هیأت علمی / دانشگاه کردستان
3 گروه علوم تربیتی
doi
10.22080/eps.2019.2491چکیده
در پژوهش حاضر با هدف "تحلیل بازار گرایی در آموزش عالی و واکاوی نقش و کارکرد بازاریابی " از روش کیفی تئوری داده بنیاد استفاده شد. شرکتکنندگان در پژوهش سیاستگذاران، خطمشیگذاران، برنامهریزان، کارشناسان و پژوهشگران در حیطه آموزش عالی، بازاریابی و بازرگانی بودند. با استفاده از "رویکرد هدفمند" و روش "نمونهگیری گلوله برفی" و "معیار اشباع نظری" دادههای موردنیاز با استفاده از مصاحبههای عمیق با 30 نفر از مشارکتکنندگان جمعآوری و در قالب سه مرحله کدگذاری آزاد یا باز، محوری و انتخابی تجزیهوتحلیل شد. بر اساس نتایج پژوهش شرایط علی، مداخلهای و زمینهای تأثیرگذار بر رویکرد بازارگرایی در آموزش عالی شناسایی شد که در این میان عوامل ساختاری، مدیریتی-اداری؛ عدم شفافیت و آگاهی نسبت به بازاریابی در آموزش عالی و عوامل آموزشی بهعنوان شرایط علی و عوامل سیاسی؛ عوامل اقتصادی، عوامل فرهنگی-اجتماعی بهعنوان شرایط مداخلهای و هماهنگی بین کارکردی؛ عناصر اثربخش بازاریابی بهعنوان شرایط زمینهای مشخص شد. بر این اساس بازتعریف سیاستگذاری و برنامهریزی در آموزش عالی؛ مدیریت بازاریابی داخلی و بیرونی؛ بازار- محوری؛ مدیریت و برنامهریزی؛ اصول قیمتگذاری و استفاده از فناوریهای نوین بهعنوان راهبردها و استراتژیهای قابلاجرا ارائه گردید. که در صورت اجرای چنین فرآیندهایی استقرار نظام بازاریابی در آموزش عالی پیامدهایی نظیر تأمین منبع درآمد برای دانشگاه؛ بهبود تراز علمی مراکز دانشگاهی و بهرهگیری از الگوی بومی مدیریت دانشگاه را در پی خواهد داشت.