بررسی آمیختگی فرهنگی دیاسپورای ایرانی با جامعه میزبان در راستای ارتقا حس تعلق به مکان (کشور کانادا)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، گروه معماری، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران
2 استادیار گروه معماری، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران
3 دانشیار گروه معماری، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران
4 استادیار گروه معماری، واحد شیراز، دانشگاه آزاد اسلامی، شیراز، ایران
doi
10.22034/jgeoq.2025.515392.4262چکیده
تفاوتهای فرهنگی میان مبدأ و مقصد مهاجرت و عدم ادغام صحیح فرهنگی موجب ایجاد خود بیگـانگی اجتماعی و فرهنگـی مهاجرین در جوامع مهاجرپذیر گردیده که خود حاکی از کاهش حس تعلق به مکان مهاجرین به جامعه میزبان میباشد. هدف از این پژوهش دستیابی به چگونگی ادغام فرهنگی و بکارگیری مولفههای فرهنگی جامعه مبدا در راستای افزایش حس تعلق به مکان دیاسپورای ایرانی در جامعه میزبان میباشد. روش تحقیق تحلیلی _ توصیفی و روش انجام آن پیمایشی می باشد، جامعه مورد بررسی150 نفر از مهاجرین ایرانی ساکن شهرهای تورنتو، مونترال و ونکوور کشور کاندا با روش گلوله برفی انتخاب گردیدند. تحلیل اطلاعات در نرم افزار SPSS انجام گردید. نتایج نشان داد که مناسبترین روش جهت ادغام فرهنگی روش یکپارچگی بوده که در این روش مهاجر به فرهنگ جامعه مبدأ متعهد است و با فرهنگ جامعه مقصد نیز تعامل دارد و به نوعی همبستگی اجتماعی منجر میگردد. همچین نتایج نشان داد که از بین مولفههای فرهنگی معماری ایرانی مولفه امنیت تاثیرگذارترین مولفه در ایجاد حس تعلق بوده و بعد از آن مولفه محرمیت و درونگرایی از عوامل مهم تاثیرگذار بودند و مولفه شفافیت و تداوم کمترین درصد تاثیرگذاری بر ایجاد حس تعلق به مکان جدید را می تواند برای مهاجرین داشته باشد.