مقایسه تحلیلی سلامان و ابسال جامی و شاه و کنیزک مثنوی مولوی
نویسندگان
1 دانشگاه اصفهان
2 دانشگاه اصفهان
doi
10.22099/jba.2012.351چکیده
دکتر سیده مریم روضاتیان* دکتر سیدعلی اصغر میرباقری فرد** دانشگاه اصفهان چکیدهسلامان و ابسال دومین منظومه از هفت اورنگ جامی و قصهای رمزی، تمثیل گونه و اسطورهای است. این قصه از روزگاران دور شهرت داشته است و حنین بن اسحاق، ابن سینا، ابن طفیل، خواجه نصیر طوسی و ... آن را روایت کردهاند. از این قصه تأویلهایی صورت گرفته که غالباً جنبهی فلسفی دارد. هدف از نگارش این مقاله ارائهی تحلیلی تازه از مفاهیم رمزی سلامان و ابسال جامی از طریق مقایسه آن با حکایت شاه و کنیزک مثنوی مولوی است زیرا جامی که با آثار مهم ادب فارسی و عرفان اسلامی پیش از خود آشنایی داشت، از آثار و مشرب عرفانی مولوی تأثیر بسیار پذیرفته بود و بهره گیری او از داستان شاه و کنیزک در سرودن سلامان و ابسال، نمونهای از این تأثیرپذیری است. این مقاله بر آن است تا با بیان مطالب ضروری این موضوع را تحلیل و بررسی کند. * استادیار بخش زبان و ادبیات فارسی و همکار قطب علمی تحقیق در متون حکمی و عرفانی** دانشیار بخش زبان وادبیات فارسی و مدیر قطب علمی تحقیق در متون حکمی و عرفانی