فضیلت اخلاقی از دیدگاه مولوی و اقبال لاهوری
نویسندگان
1 دانشیار گروه معارف اسلامی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران(نویسنده مسئول)
2 دانشجوی کارشناسی ارشد رشته فلسفه و کلام اسلامی دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
doi
10.22111/jsr.2024.47404.2401چکیده
بخش بزرگی از ادب تعلیمی زبان فارسی مشتمل بر آموزههای اخلاقی است که با بیان فضایل و رذایل اخلاقی، انسان را به ترک رذیلت و کسب فضیلت به منظور خودسازی فرا میخواند. هدف این پژوهش مقایسۀ اندیشۀ اخلاقی مولوی و اقبال لاهوری در مسئلۀ فضیلت اخلاقی بوده و پژوهش از یک روش توصیفی-تحلیلی بهره برده است. نتیجۀ پژوهش بیانگر آن است که مولوی انسان را موجودی غریب در دنیای مادی میداند که از اصل خویش دور مانده است. راه رسیدن به معبود، پایبندی به آموزههای شرعی و عرفانی، ترک رذایل و عمل به فضایل اخلاقی است تا انسان به مقام فنا نائل آید. اقبال بهعنوان مرید مولوی، شاخصههای اخلاقی وی را در ذهن دارد، اما مقام فنا را نمیپذیرد و اصلاح فرد را مقدمۀ اصلاح جامعه میداند. همچنین مولوی ترک رذایل را مقدّم بر عمل به فضایل دانسته و در ملاک فضیلت، جانب دین را ترجیح میدهد، اما اقبال بر فضایل تأکید دارد و نسبت به مولانا بر عقل، بیشتر تکیه میکند. یافتههای پژوهش نشان میدهد این دو شاعر ضمن فطریدانستن آموزههای اخلاقی، شکوفایی اخلاقی را در گرو تربیت میدانند و اخلاق عرفانی مورد تأکید هردو است.