بازنمایی خود و دیگری در رمان همنام اثر جومپا لاهیری

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان بلوچستان،زاهدان،ایران

2 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان،زاهدان،ایران

3 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان،زاهدان،ایران

doi
10.22111/jsr.2023.45746.2357
چکیده

مفهوم مهاجرت همواره با تبعات و بحران‌های هویتی در مواجهه با دوگانة خودی-دیگری بین میزبان و مهاجر همراه است. این مقاله به بازنمایی خودی و دیگری از نظرگاه نقد پسااستعماری در رمان همنام، اثر جومپا لاهیری، می‌پردازد و با روش تحلیل و توصیف داده های تحقیق، به این پرسش اصلی پاسخ می‌دهد که نسل اول و دوم مهاجران برای تثبیت هویت فرهنگی و جنسیتی خود و زدودن چالش‌های پیشِ‌رو در کشور میزبان چه می‌کنند. نتیجۀ پژوهش نشان می دهد که نسل اول مهاجران با قانون جذب و طرد و نسل دوم در تعامل با هویت بومی خود، یاد می‌گیرند که چگونه با خود و دیگری به همزیستی جغرافیایی و فرهنگی قابل‌قبولی دست یابند. اگرچه در ابتدا نسل دوم با فاصله‌گرفتن از فرهنگ خودی، به فرهنگ دیگری شیفتگی بیشتری نشان می‌دهد، در پایان، این رمان، راه‌حل نهایی نسبت‌به تعارضات هویتی و مواجهه با دیگری را حفظ فرهنگ خودی در کنار گفت‌وگو و تعامل با رمزگان فرهنگی دیگری با توسل به نظریة آستانۀ فرهنگی هومی بابا معرفی می‌کند. لاهیری با طرح موضوع مهاجرت در رمان، صدای مهاجران را به‌عنوان یک صدای به‌حاشیه‌رفته، در کانون روایت قرار می‌دهد.