تحلیل دوبیتیهای «لالۀ طور» علامه اقبال لاهوری بر اساس نظریه ارتباط زبانی رومن یاکوبسن
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه زابل، زابل، ایران
doi
10.22111/jsr.2023.44916.2327چکیده
برپایۀ نظریة ارتباط زبانی رومن یاکوبسن (1982-1896)، تحقق هر ارتباط کلامی، نیازمند شش عامل است، یعنی فرستنده، گیرنده، پیام، موضوع، رمزگان و مجرای ارتباطی که جهتگیری پیام بهسوی هریک از آنها موجب نقشهای خاصی شامل نقش عاطفی، ترغیبی، ادبی، ارجاعی، رمزگان و همدلی میشود. در بررسی و مطالعة دوبیتیهای «لالة طور» علامه اقبال لاهوری که بهروش توصیفی-تحلیلی صورت گرفته، کارکردهای ششگانة زبان براساس نظریة ارتباطی یاکوبسن تبیین و تحلیل شده و تلاش بوده تا به این سؤال اساسی پاسخ داده شود که کدام نقش زبانی بیشترین کارکرد را در این مجموعۀ شعری دارد. برآیند تحقیق نشان از آن دارد که علاوهبر نقش ادبی، نقش عاطفی که در آن جهتگیری پیام بهسوی خود گوینده است، بیشترین کارکرد را دارد و اقبال از این طریق، به بیان عواطف و احساسات خویش پرداخته و حتی از دیگر نقشهای زبان نیز درراستای تحقق همین امر بهره جسته است؛ ازاینرو هدف و محوریت کلام در این دوبیتیها با «فرستنده» (من) است و نوع ادبی آنها از نوع ادب غنایی است که عنصر توصیف در آن مهمترین عنصر به حساب میآید و شاعر در آن به توصیف احوال، اندیشه و احساس لطیف خویش پرداخته است.