روابط فرهنگی و برهمکنشهای تمدنهای هیرمند و سند در هزاره سوم ق.م.
نویسندگان
1 دانشیار گروه باستانشناسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
doi
10.22111/jsr.2023.45129.2331چکیده
مطالعات باستانشناسیای که درطی قرن بیستم در دو حوزۀ تمدن هیرمند و سند انجام شده، مواد همگون و همسانی را آشکار ساخته که حکایت از روابط فرهنگی میان شرق فلات ایران و شبهقارۀ هند در عصر مفرغ دارد. جستار حاضر به بررسی برهمکنشهای میان این دو حوزۀ فرهنگی، از دیدگاه باستانشناسی میپردازد و تلاش دارد با نشاندادن این مشابهتها، برخی از زوایای تاریک مناسبات فرهنگی و اقتصادی میان سیستان و دشت سند در روزگار باستان را واکاوی کند. برای دستیابی به این هدف، موادی همچون سفال و مُهر- که از کاوش محوطههایی نظیر شهرِسوخته در دشت سیستان و محوطههای هاراپایی در حوزۀ سند کشف شده- با همدیگر مقایسه شده و در اثنای انجام این کار نیز کوشش شده تا دیدگاههای جدیدی که برخی از آنها حاصل کنکاشهای ذهنی نگارنده در این باب است، به آنها اضافه شود. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که سیستان بهدلیل قرارگرفتن در موقعیت جغرافیایی ویژه و در امتداد راههای مبادلاتیِ سنگهای نیمهقیمتی همچون لاجورد، بهعنوان یک لولای فرهنگی، نقش فعالی را در پیونددادن سرزمینهای همجوار همچون شبهقارۀ هند، آسیای مرکزی، بخشهای جنوب شرق و غربی فلات ایران، سواحل جنوبی دریای مکران و خلیجفارس و میانرودان ایفا میکرده است.