قانون و قانونگذاری در فلسفه افلاطون
نویسندگان
1 دانشیار گروه فلسفه دانشگاه تهران
2 طلبه درس خارج.دانش آموخته دکتری دانشگاه باقر العلوم
doi
10.22034/ilaw.2026.2053677.3573چکیده
این مقاله درصدد پاسخ دادن به این پرسش فلسفه حقوقی است که ماهیت و مؤلفههای قانون و قانونگذاری در منظومه فکری افلاطون چگونه است؟ یا بهعبارتدیگر، مؤلفههای ذاتی و عرضی قانون در نگاه افلاطون کدامند؟پرسش حاضر مستلزم توجه به دو بخش از قانون است: مفهوم قانون و شناسایی مؤلفههای ذاتی و عرضی آن. مفهوم قانون در منظومه فکری افلاطون بر مبنای رویکرد سعادتگرایانه وی تعیین میشود، بهطوریکه قانون فرمان خرد برای کسب فضیلت است. مؤلفهها و اجزای قانون در اندیشه افلاطون در دو بخش قرار میگیرند: ذاتی و عرضی. در بخش مؤلفههای ذاتی، میتوان به عقلانیت , عدالت، سادگی قانون، عدم تورم قانون و توجیه عقلانی قانون اشاره کرد؛ درحالیکه در بخش مؤلفههای عرضی که شامل قانونگذاری است، میتوان به تزکیه جامعه، التزام حاکمان به تبعیت از قانون، الزام به آموزش قانون، تکامل تدریجی قانون و صلح و آرامش پرداخت.