کیمیا سازِ فقر (برجسته ترین مضامین در اشعار واقف لاهوری)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان بلوچستان،زاهدان،ایران
2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان،زاهدان،ایران
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان،زاهدان،ایران
doi
10.22111/jsr.2023.45748.2358چکیده
«شیخ نورالعین واقف لاهوری بَتالوی» از شعرای فارسیگوی قرن دوازدهم ه.ق سرزمین هندوستان است که سادگی شعر و اندیشۀ بلندش، روان را تازگی میبخشد. ناشناختگی واقف لاهوری، نگارندگان را بر آن داشت تا با هدف معرفی و شناساندن این شاعر پُرکار، اندیشه و مضامین شعریاش را با بهرهگیری از شیوۀ تحلیلی و توصیفی بهروش کتابخانهای مورد واکاوی و تحلیل قرار دهند. از شعر واقف برمیآید که او با ساختارهای زبان و ادب فارسی آشناست؛ مضمونآفرینیهایی در شعر او مشاهده میشود که خاص خود اوست. دوریجُستن از درگاه شاهانِ زمانه سبب شده تا اندیشهاش استقلال داشته باشد. او با استادی تمام، مضامین عرفانی و عاشقانه را به هم گره زده و از قلندری و رندی سخن به میان آورده؛ در جایجای شعرش به ستایشِ هنجارها و نکوهشِ ناهنجاریهای اجتماعی و اخلاقی میپردازد و با الهامگرفتن از اندیشۀ خیام، خوشباشی و غنیمتشمردن عمر را در شعرش وارد کرده است. او با مضمونآفرینی دربارۀ جبر و اختیار و قضاوقدر، رگههایی از حکمت و فلسفه را در شعرش نمایان ساخته است.