نقد فرمالیستی مراثی فیضی دکنی
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه علّامه طباطبائی، تهران، ایران(نویسنده مسئول)
2 مدرس زبان و ادبیات فارسی ،دانشگاه محقّق اردبیلی، اردبیل، ایران
doi
10.22111/jsr.2023.42865.2281چکیده
نقد ادبی بهعنوان ابزاری برای سنجش جایگاه و ارزش آثار ادبی، در نوع فرمالیستی خویش حاصل تغییرات عمدۀ قرن بیستم در رویکرد به این آثار است. این نوع نقد، متأثر از دیدگاههای مبتنی بر زبانشناسی، متون ادبی را بدون توجه به عوامل بیرونی ازلحاظ فرم و با تأکید بر گفتمان، حالت و گونه بررسی میکند. درواقع نقد فرمالیستی بهدنبال تثبیت پژوهش علمی در ادبیات و تبدیل آن به دانشی مستقل با تکیه بر مؤلفههایی چون قاعدهافزایی و قاعدهکاهی شکل میگیرد. در جستار حاضر، بهروش تحلیل کیفی، ضمن خوانش مرثیههای فیضی دکنی برپایۀ مؤلفههای اصلی این نوع نقد، به این نکتۀ عمده میرسیم که چگونه برونۀ زبان با تأثیرپذیری عناصر سازندۀ کلام از روشهای قاعدهافزایی، آشناییزدایی شده و واژهها و صامتها و مصوتها در نهایتِ انسجام و توازن هماهنگ با فضای عاطفی شعر پیش میروند و انحراف از قواعد حاکم بر زبان هنجار، تحت عنوان قاعدهکاهی با بهکارگیری صناعاتی چون تشبیه و استعاره و مجاز و کنایه و... در ژرفساختی برپایۀ عواطف و احساسات، کارکردی ادبی بهزبان میبخشد و در نهایتِ سازگاری فرم شعر، با عواطفِ مطرحشده باعث توفیق شاعر در القای عواطف و احساسات و خَلق مراثی عاطفی و احساسی دلنشین میشود.