پیوند آیندهبینی و حماسه در روایتپردازی (بر اساس داستان خوابهای دهگانه کیدشاه هندی از شاهنامه فردوسی)
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان ،زاهدان،ایران
doi
10.22111/jsr.2024.48216.2422چکیده
آیندهبینی یکی از مهمترین بخشهای روایات ادبی کهن است که در گسترش پیرنگ، مضمونسازی و شخصیتپردازی حماسه، قصۀ کوتاه و بلند عام، رمانسهای خاص و عام، افسانهها و حکایات سنتی، نقش ویژهای دارد. در این پژوهش، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، خوابهای کیدشاه هند در زمان فرمانروایی اسکندر بهروایت شاهنامه بررسی و تحلیل شده است. حاصل کار نشان میدهد که خوابهای کیدشاه و تعبیرهای مهران پرهیزکار از آن، ابزاری در پیوندسازی دو کلانروایت «پادشاهی دارا» و «پادشاهی اسکندر» در شاهنامه است؛ بنابراین، روایتپردازان با استفاده از پیرنگسازی، شخصیتپردازی و مضمونسازی، روایت را وسیلهای برای موجه جلوهدادن شخصیت «شاه غیرایرانی» برای ایرانیان تبدیل کرده و با استفاده از چهار ابزار جادویی (فیلسوف، پزشک، جام و دختر)، صفتهای مهم و چهارگانۀ اسکندر را بازسازی کردهاند. خواب کیدشاه و تعبیر آن، پیشدرآمد داستان اسکندر و علت آن و همچنین حلقۀ اتصال دو روایت بزرگ پادشاهی دارا و پادشاهی اسکندر در شاهنامۀ فردوسی است.