شی وارگی زنان در مناسبات فرهنگ قبیله ای در افغانستان (با تکیه بر رمان «نقش شکار آهو»)
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ زبان و ادبیات، دانشگاه یزد، یزد، ایران
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکدۀ زبان و ادبیات، دانشگاه یزد، یزد، ایران.
3 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه یزد و عضو هیئت علمی دانشگاه بامیان، افغانستان.
doi
10.22111/jsr.2023.43483.2291چکیده
انسان در فرهنگ قبیلهای، بیشتر از هر فرهنگ دیگر، مورد تبعیض قرار میگیرد. روشن است که زنان در صف اول این قربانیان قرار دارند. در مناسبات چنین فرهنگی فرایند قربانیشدن، سیّال و دگرگونشونده است. شناوری موقعیت افراد، تشخیص مقصر اصلی را در سطح جامعه دشوار میکند و اگر نگوییم ناممکن، حداقل پژوهشگر را دچار مغالطه میسازد؛ چون مشکل در گزارههای فرهنگی است که به افراد هویت میبخشد و نقش قطبنما را بازی میکند. کالاشدگی در مناسبات فرهنگ قبیلهای، سویههای متفاوت دارد. گاه فرد در حد پدیدههای مادی تنزل ماهیت پیدا کرده، بسان کالا، مبادلۀ جنسبهجنس میشود. گاه انباشته از عقده و انتقام بوده، در چنین وضعیتی تهی از منطق و استدلال است. منتقم پوکشده از عقلانیت، بسان باروت عمل میکند و کارکرد تخریبی دارد یا در خوشبینانهترین حالت، کتمان واقعیت میکند. کتمان واقعیت، منتجبه جعل هویت میشود. فرهنگ قبیلهای از وارونهسازی ارزشها تغذیه میکند. رمان «نقش شکار آهو»، موضوعات بالا را در حوزۀ زنان بازتاب داده است. شخصیتهای این رمان، دو خواهر هستند که در زنجیرۀ مناسبات قبیلهای، محروم از حقوق انسانیشان شدهاند. این نوشتار، تلاش کرده است تا نشان دهد زنان در افغانستان، پیش از آنکه قربانی نگرش مردسالارانه باشند، در میان چرخۀ باورهای قبیلهای محروم از حقوق اولیهشان میشوند.