اقتصاد دانش؛ دانش به جای کار
نویسندگان
1 دانشیار علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 کارشناسی ارشد علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.22126/ipes.2019.1210چکیده
ظهور اقتصاد دانش، نتیجه تحولات متعددی در اقتصاد معاصر بوده است که در ارتباط تنگاتنگی با گسترش اقتصاد بازار محور، کالاییسازی کار ذهنی و پیدایش نظام حقوق مالکیتفکری قرار دارد. در این نوشتار بستر و زمینههای ظهور اقتصاد دانشمحور برای تشخیص نقش تاریخی مشخص آن در راستای استمرار و تداوم منطق نظام اقتصادی معاصر مورد بررسی قرار گرفته است. علاوهبر این، ضمن نقد دیدگاههایی که دانش انسانی را بهجای کار بهعنوان منبع اصلی ثروت مورد توجه قرار میدهند، تلاش کردهایم تا با مراجعه به نظریه ارزش- کار مارکس و با تمرکز بر رابطه میان دانش و نظریه ارزش، دخالت برجسته دانش را در پروسهی کار و در ادامه قانون افزایش بارآوری نیروی کار مورد توجه قرار داده و به این نتیجه دست یابیم که کار دانشمحور از کار تولیدکننده کالا جداییناپذیر است و حتی در خدمت آن نیز عمل میکند. به بیان دیگر، دانش انسانی را نمیتوان از کار جدا کرد، بلکه این دو بهعنوان کار ذهنی و کار یدی در راستای تغییر ترکیب ارگانیک سرمایه عمل کرده و مقدار ثابت آن را افزایش میدهند. این امر به افزایش ظرفیت تولیدی جوامع که همواره مورد توجه اقتصاددانان بوده است، منجر میشود.