بررسی الگوی توسعه فیزیکی شهر با رویکرد توسعه میانافزا مورد مطالعه: شهر میاندوآب
نویسندگان
1 کارشناس ارشد جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه مراغه، مراغه، ایران
2 دکترای شهرسازی،پژوهشگر مطالعات شهری و منطقه ای
3 استادیار گروه جغرافیای انسانی، دانشکده علوم جغرافیایی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
4 کارشناس ارشد جغرافیا و برنامهریزی شهری، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
doi
10.22059/jhgr.2021.323421.1008298چکیده
"شهری شدن جوامع"(به مفهوم سکونت اکثریت جمعیت در شهرها)، جریانی جدید و محصول باز توزیع گسترده جمعیت به نفع سکونتگاههای شهری پس از انقلاب صنعتی بوده است. که موجب رشد پراکنده شهرها شده است. تحقیق حاضر باهدف امکانسنجی توسعه فیزیکی درونی شهر میاندوآب، با روش توصیفی ـ تحلیلی انجامشده و از مدلهای آنتروپیشان ون و هلدرن برای تحلیل شکل شهر استفادهشده است. همچنین از فرآیند تحلیل سلسلهمراتبی برای مقایسه دو دویی معیارها استفادهشده و وزن نهایی این معیارها نیز با استفاده از نرمافزار Expert choice11 محاسبهشده است. نتایج مدل هلدرن نشان میدهد که، حدود 33 درصد از رشد فیزیکی شهر، مربوط به رشد جمعیت و 67 درصد توسعه فیزیکی شهر درنتیجه عوامل دیگری همچون (بورسبازی زمین و...) بوده و به عبارتی سهم متغیر جمعیت نسبت به عوامل دیگر کمتر بوده و این نتیجه خود دلیلی بر توسعه افقی و پراکنده شهر میباشد. مقدار آنتروپی (G) شهر میاندوآب برای سال 95 برابر با 933/0 میباشد. که نشاندهنده رشد پراکنده شهر و پدیده اسپرال است که در این سالها در شهر میاندوآب اتفاق افتاده است. همچنین نزدیک بودن مجموع فراوانی آنتروپی (H) یعنی 672/1 به مقدار حداکثر LN(n) یعنی 792/1 بیانگر رشد پراکنده این شهر میباشد. نتایج تحقیق بیانگر آن است که، حوزههای 4،10،19،20،21 با قرار گرفتن در اولویت اول توسعه و حوزههای 2،11،17 در اولویت دوم توسعه درونی، حوزههای 1،15 با اولویت سوم توسعه، حوزه 18 با پتانسیل توسعه درونی کم و مابقی حوزهها که شمال حوزههای 7،8،12،13،16 میباشد، دارای پتانسیل توسعه درونی خیلی پایین قرارگرفتهاند.