ارائه چارچوبی تحلیلی برای سنجش الگوی شبکهمعابر: مقایسه تطبیقی محدودههای خودسازمانیافتۀ شهر تهران
نویسندگان
1 پژوهشگر دکتری برنامهریزی شهری و منطقهای، دانشکده شهرسازی، دانشگاه تهران، ایران
2 دکتری برنامهریزی شهری و منطقهای، گروه شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22059/jhgr.2021.325951.1008329چکیده
فرم شهری نمایانگر ویژگیهای کالبدی شهر و فرایندهای غیر کالبدی (اقتصادی، اجتماعی و سیاسی) نمود یافته در کالبد است و شبکه معابر یکی از اجزای مهم و پایدار آن محسوب میشود. این مقاله درصدد آن است تا با ارائه یک چارچوب تحلیلی و معرفی شاخصهای مناسبی که وجوه مختلفی از الگوهای شبکه معابر را هدف قرار میدهند، امکان بازشناسی روشمند این الگوها را فراهم آورد و در این فرایند، سه بُعد پیکرهبندی، ترکیببندی و ساخت (که بهاینترتیب با شاخصهای توپولوژیک، ریختشناسی و متریک متناظرند) را به کار گرفته است. نوآوری پژوهش را نیز میتوان در دو جنبه بهکارگیری رهیافت شبکه در مدلسازی (در مقابل توصیفات کیفیِ متداول در پژوهشهای داخلی) و تولید چارچوب تحلیلی با انباشت مجموعه شاخصهای متفاوت و متناسب با اطلاعات در دسترس، برشمرد. پژوهش پیشرو به تحلیل الگوهای شبکه معابر (که به دودسته خود سازمانیافته و از پیش طراحیشده تقسیمبندی میشود) در محدودههای خود سازمانیافته که بدون هیچ طرح از پیش اندیشیده شدهای طی زمان به وجود آمدهاند (و عموماً بینظم، تودرتو و پرپیچوخم توصیف میشوند) میپردازد و ویژگیها و قاعدهمندیهای مشترک حاکم بر آنها و وجوه تشابه و تفاوت آنها را ردیابی مینماید. بهکارگیری چارچوب تحلیلی در پانزده محدوده مطالعاتی خود سازمانیافته در شهر تهران نشانگر آن است که نهتنها الگوی پیکرهبندی شبکه معابر در تمامی محدودهها با یکدیگر مشابه و از نوع T-tree است، بلکه تحلیلهای تری پلات انجامشده هم مؤید تشابه الگوی ترکیببندی و ساخت شبکه معابر در این محدودهها علیرغم وجود برخی تفاوتها است که از وجود نظمی مشابه اما پیچیده و پنهان در آنها حکایت دارد.