تبیین رابطه شناخت معلّمان از اهداف مقطع متوسطه و اثربخشی آموزشی:(مطالعه موردی دبیران دبیرستان‌های شهر سنندج)

نویسندگان

1 دانشیار گروه علوم تربیتی دانشگاه کردستان

2 دانش آموخته کارشناس ارشد رشته جامعه‌شناسی، دانشگاه کردستان

3 استادیار گروه جامعه‌شناسی دانشگاه کردستان

doi
چکیده

امروزه اثربخشی به عنوان یکی از مهم‌ترین شاخص‌های سنجش و ارزیابی عملکرد افراد در سازمان‌ها مورد استفاده قرار می­گیرد. بررسی اثربخشی آموزشی و عوامل مؤثر بر افزایش و کاهش آن در نظام آموزش و پرورش به عنوان رکن اصلی جامعه از اهمیّت فراوانی برخوردار است. مسأله اصلی تحقیق حاضر نیز عبارت است از این‌که چه عواملی بر اثربخشی آموزشی تأثیرگذار هستند؟ و چه رابطه­ای بین شناخت معلّمان از اهداف نظام آموزش و پرورش و اثربخشی آموزشی وجود دارد؟ چارچوب مفهومی و نظری پژوهش تلفیقی از رویکرد الگوی هدف، اثربخشی فردی و نظریه اثربخشی آموزشی اندرسون می‌باشد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه معلّمانی می‌باشد که در شهر سنندج در سال تحصیلی 91– 90 که مشغول به تدریس بودند، که کلاً 1200 نفر بودند و با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه‌گیری طبقه­ای نسبی 300 نفر از آنها انتخاب گردید. یافته‌های پژوهش حاکی از آن است که میان شناخت معلّمان از اهداف نظام آموزش و پرورش و اثربخشی آموزشی رابطه معناداری وجود دارد. دیگر نتایج تحقیق نیز بیانگر آن است که سطح اثربخشی آموزشی معلّمان در سطح متوسط و پایین قرار دارد.