بررسی آراء وحدت وجودی ابن عربی و اشرف جهانگیر سمنانی (عارفی در شبهقاره)
نویسندگان
1 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
2 دانشجوی دکتری گروه ادیان و عرفان، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.
3 استاد گروه ادیان و عرفان، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
doi
10.22111/jsr.2022.40701.2225چکیده
هستیشناسی عرفانی، یکی از موضوعات اساسی در حوزة عرفان اسلامی است؛ این موضوع، از طریق آموزههای ابنعربی، بیشتر نمود و ظهور یافته است. از مهمترین مباحث مطرحشده در هستیشناسی ابنعربی، بحث وحدت وجود است. پرسش اصلی این پژوهش بهطورکلی این است که تلقی ابنعربی (م: 638 ه.ق) و اشرف جهانگیر (م: 828 ه.ق) از وحدت وجود و وجوه اشتراک و افتراق آرای آن دو عارف چیست؟ بهدنبال این پرسش، جستار پیشِرو، با روش توصیفی-مقایسهای، به اثبات براهین وحدت وجود از دیدگاه ابنعربی و اشرف جهانگیر پرداخته است. ابنعربی، واضع نظریة وحدت وجود است؛ درحالیکه اشرف جهانگیر، از شاگردان شیخ علاءالدولة سمنانی است؛ با وجود این ازجمله عرفایی است که پیرو نظریة وحدت وجود است. در جهانبینی ابنعربی و اشرف، تعالیم قرآنی و احادیث نبوی جایگاه ویژهای دارد. در بحث تجلی، اشرف به تأسی از ابنعربی قائل به تجلی در هستی است. جهانبینی ابنعربی، آمیخته با سرّ است که درنهایت به «حیرت» و «هیبت» ختم میشود؛ امّا بهدلیل غلبة اندیشههای کلامی و قواعد فقهی اشرف جهانگیر، او در اثبات وحدت وجود، بیشتر سیاق کلامی و فقهی را پیش گرفته؛ با وجود این در شاکلة کلی مباحث وجودشناختی، متمایل به آرای ابنعربی است.