تحلیل سبکی زبانی و فکری غزلهای سالک قزوینی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
2 استاد زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران،
3 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران.
doi
10.22111/jsr.2022.41875.2251چکیده
سالک قزوینی (1201هـ.ش) از شاعران دورة صفوی است. دیوان سالک شامل انواع قالبهای شعر فارسی است. در این پژوهش، ضمن معرفی سالک قزوینی، سعی بر آن است که با روش تحلیلی-توصیفی و با تکیهبر منابع کتابخانهای، محور زبانی و فکری غزلیات وی را تحلیل کنیم؛ ازاینرو ابتدا در محور زبانی مشخصات ترکیبات نحوی زبان موردتوجه قرار گرفته و سپس اصول دیدگاههای فکری شاعر ارزیابی شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که با توجه به اینکه سالک قزوینی از شاعران دورة سبک هندی است، بهلحاظ افزایش بسامد ترکیبات کنایی عامیانه و اصطلاحات شغلی، وفور ترکیبات نو یا کمکاربرد، ترکیبات اضافی (تشبیهی، استعاری و اقترانی)، بسامد بالای واژگان دوره و نیز بسامد وابستههای عددی که از برجستهترین مختصات زبانی غزلیات وی است، تحتتأثیر سبک عمومی دوره است؛ اما سادگی لفظ و زبان در شیوة غزلسرایی با درونمایههای عرفانی و مذهبی و نیز تخلص در بیت پایانی تمام غزلها (1366 غزل) شعر وی را از جهت سبک شخصی ممتاز کرده است. سالک، شخصی انفسی و درونگراست و معنا و مضمون را بر لفظپردازی ترجیح میدهد و «معنی رنگین» اشعار وی، نشأتگرفته از «خیالات درستاندیشة» اوست. علاوهبر انعکاس اندیشههای عرفانی و مذهبی در سطح فکری، یأس و ناامیدی، تیرهبختی و غم و اندوه زیاد بر غزلیاتش سایه افکنده است که بهنظر میرسد در کاربرد این درونمایهها افراط کرده است.