بررسی ارجاع مشارکین در هشت باب از کلیله و دمنه
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران،
2 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
3 کارشناس ارشد زبانشناسی، دانشگاه سیستان و بلوچستان، زاهدان، ایران
doi
10.22111/jsr.2021.37411.2152چکیده
روایت، مجموعۀ پیوستهای از گفتههاست که گفتمان را بهوجود میآورد. براساس الگوی لوینسون (2015)، ارجاع مشارکین یکی از مؤلفههای ضروری در تحلیل گفتمان روایی است. مشارکین موجود در ساختار روایت ممکن است مشارکین اصلی انسان و غیرانسان و نیز مشارکین فرعی انسان و فرعی غیرانسان، مانند حیوانات باشند. هر زبانی با توجه به ویژگیهای خاص خود از ابزارهای ارجاعی خاصی همچون مرجعدار صفر، گروه اسمی کامل و ضمایر برای اشاره به مشارکین دخیل در گفتمان روایی بهره میگیرد. پژوهش حاضر براساس الگوی لوینسون، چگونگی بازنمایی و فراوانی بهکارگیری انواع مشارکین و روشهای ارجاع به آنها را در تعدادی از حکایتهای کلیله و دمنه بررسی و تحلیل میکند. در این پژوهش، 8 باب از کتاب کلیله و دمنه مورد بررسی قرار گرفت. در هر باب، کاربرد انواع مشارکین و ابزارهای ارجاعی مربوط در دو بافت فاعلی و غیرفاعلی شناسایی و توصیف و با استفاده از آزمون خیدو تحلیل شدند. یافتههای پژوهش نشان داد در بابهای مورد بررسی از کلیله و دمنه برای ارجاع به مشارکین موجود در روایت اعم از مشارکین اصلی و فرعی، انسان و غیرانسان از ابزارهای ارجاعی مختلفی همچون مرجعدار صفر، گروه اسمی و ضمایر استفاده شده است؛ علاوهبراین، نتایج حاکی از آن بود که تفاوت معناداری در بهکارگیری انواع مشارکین و ابزارهای ارجاعی موردنظر وجود داشت؛ بهعلاوه، مرجعدار صفر دارای بیشترین کاربرد و ضمیر و گروه اسمی بهترتیب در جایگاه بعدی قرار گرفتند.