بررسی مضمون و مترادفات آن از منظر شاعران سبک هندی با تکیه بر غزلیات عرفی شیرازی، طالب آملی، کلیم کاشانی و صائب تبریزی
نویسندگان
1 استادیار رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه گنبدکاووس
2 دانشجوی دوره دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی دانشگاه مازندران
doi
10.22111/jsr.2021.29958.1949چکیده
مضمون و مترادفات آن، ازجمله کلیدواژههای اصلی مورد استفادۀ شاعران سبک هندی است؛ تا جاییکه ساختن مضامین تازه و بکر در محدودۀ یک بیت، یکی از موضوعاتی است که بیشترین اهمیت را نزد شاعران این سبک دارد و جای همۀ موضوعات شعری را میگیرد؛ با وجود این، سخنان منسجم و روشنی از مختصات و ماهیت این اصطلاحات در سرودههای این شاعران دیده نمیشود. این پژوهش با رویکرد متنمحور و با رهیافتی توصیفی-تحلیلی، با مطالعه و دقیقشدن در دیوان غزلیات چهار شاعر معروف سبک هندی: صائب تبریزی، کلیم کاشانی، عرفی شیرازی و طالب آملی، و استناد به سخن خودِ شاعران بهعنوان منبع اصلی پژوهش، در پیِ یافتنِ مختصات و ماهیت مضمون و مترادفات آن از منظر شاعران مورد است. براساس آنچه از سخن شاعران موردنظر حاصل میشود، مضمون و مترادفات آن، شبکهای از پیوندها و ارتباطات میان واژگان یک بیت است که با تلاش زیاد و کشف تناسبات لفظی و معنوی حاصل میشود و ازاینرو، درک و فهم آن بسیار دشوار است؛ علاوهبراین، مضمون و مترادفات آن، بیان سخن به شکلی تازه و بکر است که بهواسطۀ تفکر و اندیشۀ فراوان و دقیقشدن در همۀ عناصر هستی، زندگی عادی و اجزای طبیعت بهدست میآید و بههمینسبب، باعث خلق لذت هنری برای شاعر و مخاطبان او میشود.