تأملی در مفهوم فنا در اندیشه بیدل و مولانا و تفاوت آن با فنا در عرفان هندی(بودایی)
نویسندگان
1 دانشیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه قم، قم، ایران
2 دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه قم، ایران،
doi
10.22111/jsr.2021.30808.1976چکیده
مولانا نمایندۀ تصوف خراسان و بیدل نمایندۀ سبک هندی و پرورشیافتۀ هند و آگاه به عرفان بودایی و اسلامی، هر دو است و اگرچه در شیوۀ بیان متفاوتاند، در بسیاری از موضوعات عرفانی تشابه دارند. یکی از این مفاهیم عرفانی فناست که در اشعار مولوی و بیدل کاربرد گستردهای دارد. مولانا در مثنوی حدود 89 بار و بیدل در اشعار خود حدود 101 بار به این مفهوم عرفانی اشاره کرده است. فنا از مسائل مهم در نظام فکری مولوی است، مولوی به شیوۀ تمثیلی قرآن، فنا را تفسیر میکند و آن را استحالۀ نفس دانی به نفس عالی میداند و بیدل گاه با قراردادن واژۀ «فنا» در جایگاه قافیه و گاه با تشبیهاتی مانند «خواب فنا»، «گرداب فنا»، «محراب فنا»، «مضراب فنا» و «رسن تاب فنا» به توصیف و تصویر مقولۀ فنا میپردازد. در این نوشتار با روش توصیفی و تحلیلی بهدنبال پاسخ به این پرسش هستیم که دیدگاه بیدل و مولانا درمورد مقام عرفانی فنا چیست و وجوه اشتراک و افتراق فنای اسلامی با فنا در عرفان هندی کداماند؟ نتیجۀ تحقیق نشان میدهد که بیدل دهلوی با آنکه در بستر عرفان بودایی بالیده، عرفان او رنگ و بوی اسلامی خود را حفظ کرده است.