روششناسی تفسیر نظام القرآن و تأویل القرآن بالفرقان عبدالحمید فراهی

نویسندگان

1 استادیار علوم قرآن و حدیث، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری تفسیر تطبیقی مؤسسۀ حوزوی رفیعه المصطفی، تهران، ایران

doi
10.22111/jsr.2021.26956.1838
چکیده

در حوزۀ روش‌‌شناسی تفاسیر، بازشناخت ملاک‌ها و معیارهای استفاده‌شده در هر تفسیر الزامی است تا از این رهگذر روش و منابع مورد استناد هر مفسّر در تفسیر روشن شود. نوشتار پیشِ‌رو، با روش توصیف و تحلیل محتوا و با بررسی اسنادی و کتابخانه‌ای به روش‌شناسی تفسیر نظام‌‌القرآن و تأویل القرآن بالفرقان پرداخته است.فراهی از برجسته‌‌ترین افرادی است که نظریۀ نظام قرآن را به‌عنوان روشی تازه در تفسیر قرآن پی‌ریزی کرده است. مراد وی از تناسب و نظام قرآن، تبیین یکپارچگى و وحدت محتوایى و مضمونى میان آیات و سوره‏هاى قرآن است. فراهی برای تفسیر، مطابق با دسته‌‌بندی خود از یک اصل و چند تبع بهره می‌‌برد؛ اصل، خود قرآن است که بهترین مفسّر آیات خویش است و تبع شامل مواردی همچون احادیث نبوی و اقوال صحابه، شأن نزول، استعمالات لغت نزد اعراب، لغت و ریشۀ کلمه و کتب انبیای پیشین است. روش او در تفسیر نیز ابتدا تکیه بر خود قرآن برای درک معنای حقیقی آیات و سپس تفسیر براساس هریک از تبع‌های بیان‌شده است؛ بااین‌حال او برای عقل به معنای عقل فلسفی و منطقی در تفسیر جایگاهی نمی‌‌شناسد و به‌‌طورکلی گرایشی ادبی دارد. در پژوهش حاضر روش تفسیری فراهی با تبیین هریک از موارد فوق بررسی می‌‌شود.