بررسی تطبیقی اندیشۀ سلفیگری در شبهجزیرۀ عربستان و شبهقاره هند
نویسندگان
1 استاد گروه تاریخ، دانشگاه بینالمللی امام خمینی، قزوین، ایران
2 دانشآموختۀ دکتری تاریخ اسلام، دانشگاه اصفهان، ایران،
3 کارشناسی ارشد تاریخ ایران بعد از اسلام، دانشگاه اصفهان، ایران
doi
10.22111/jsr.2021.30942.1978چکیده
واژۀ سلف در معنای لغوی نخستینبار در آثار مؤلفان قرن دوم و سوم هجری ذکر شده است، اما بهکاربردن واژۀ سلفیگری تحتعنوان یک مکتب مستقل، برای نخستینبار در قرن هشتم هجری و تحتتأثیر افکار ابنتیمیه شکل گرفت و طرفداران این تفکر سلفیه نام گرفتند. این پدیده پس از ابنتیمیه بهصورت نهچندان فراگیر ادامه یافت تا اینکه در قرن دوازدهم یکبار دیگر تحتتأثیر افکار افرادی همچون محمدبن عبدالوهاب و شاه ولیالله شدت گرفت. در این مقاله برآنیم پیشینه و ارتباط سلفیهای شبهجزیره عربستان و شبهقاره هند و نیز اشتراکات و تمایزات این دو جریان را از دیدگاه محمدبن عبدالوهاب و شاه ولیالله درزمینۀ مبانی فکری ازجمله دربارۀ چگونگی ارتباط با شیعیان و صوفیان و نظراتشان دربارۀ اجتهاد و شرک را موردبررسی و ارزیابی قراردهیم. سؤال اصلی پژوهش، تطبیق و مقایسۀ مبانی فکری و رویکرد محمد و شاه ولیالله در برخورد با مخالفان است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که رویکرد این دو شخصیت در برخورد با مقولههایی نظیر تصوف، اجتهاد، شرک و شیعیان متفاوت بوده است و حتی باوجود مخالفت آنان با تشیع، شاه ولیالله از بیاحترامی به امامان شیعه خودداری میکند؛ حال آنکه در اندیشۀ محمدبن عبدالوهاب تخطئۀ کامل امامان شیعه امری عادی بوده است. نظر به اهمیت موضوع، این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانهای صورت گرفته است.