وجودشناسی عرفانی شیخ سرهندی و بازتعریف وی از مرتبۀ وهم
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان
3 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان
doi
10.22111/jsr.2023.42462.2268چکیده
شیخ احمد سرهندی، مشهور به امام ربانی، در میان عرفایی که به نقد و بازتعریف مفاهیم عرفانی پرداختهاند، از جایگاه ویژهای برخوردار است. وی در آغاز هزارۀ دوم قمری به مدد علوم کشفی منحصر به فرد خود، پارهای از مفاهیم عرفانی را بازتعریف کرد. مسئلۀ اصلی تحقیق، دستیابی به تعریف وجودشناسی عرفانی و مرتبۀ وهم از دیدگاه سرهندی است. نتیجۀ بحث و تحلیل نشان میدهد که گسترش و نفوذ اندیشههای ابن عربی و شاگردانش در میان صوفیان هند، سرهندی را بر آن داشت تا به نقد وجودشناسی مکتب ابن عربی بپردازد. او با طرح نظریۀ وحدت شهود به رد نظریۀ وحدت وجود ابن عربی پرداخت و مفاهیم وجودشناختی او را تعریفی دوباره کرد. این مقاله ضمن مرور آرای سرهندی درخصوص رابطۀ خداوند و عالم، به روش تحلیل محتوا به توضیح مرتبۀ وهم براساس مکتوبات وی میپردازد. سرهندی برخلاف ابن عربی-که وجود کائنات را وجودی موهوم میداند که بر ظاهرِ وجود (خداوند) نمود پیدا کردهاند و لذا جدای از خداوند نیستند- معتقد است که نمود و ثبوت عالم هر دو در مرتبۀ وهم واقع شده و بهطریق ظلی در خارج متحقق است؛ بنابراین جدای از حق سبحانه است.