عجز، مضمونی انسجامبخش در غزل بیدل
نویسندگان
1 استاد گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه قم، ایران
doi
10.22111/jsr.2021.32419.2010چکیده
بحث انسجام و اثبات و نفی آن بهویژه در قالب غزل فارسی همواره مورد توجه پژوهشگران بودهاست. این موضوع دربارۀ غزل شعبۀ هندی سبک هندی و غزلیات بیدل بحثها برانگیخته و سرانجام به عدمانسجام و پاشانبودن غزل این شعبه و غزل بیدل حکم شدهاست. پژوهش حاضر با بهرهگیری از شیوهای توصیفی-تحلیلی و بهکارگیری راههای بررسی انسجام متون و نظریۀ انسجام هلیدی و حسن به بررسی انسجام در غزل بیدل در آیینۀ غزل اول دیوان او پرداخته و کوشیدهاست به این پرسش پاسخ گوید که حکم پاشانبودن غزل بیدل چرا و چگونه صادر شدهاست؟ نتیجه این بررسی آن است که از نظر محتوایی، مفهوم عجز یکی از مفاهیم انسجامبخش غزلیات اوست؛ اما انسجام غزل بیدل در هالهای از صورخیال بکر، زبان خاص و ابهام و پیچیدگی غزل او پنهان است؛ ازاینرو برای اثبات انسجام آن درنگ در ویژگیهای دستوری بهویژه مرجع ضمایر، دقت در روابط واژگانی و ترکیبهای شعری، توجه به تکرار، هممعنایی، تضاد و پیوند جز و کلی که بین اجزای شعر بهویژه کلمات و ترکیبهای آن برقرار است؛ ضروری است. با چنین نگاهی میتوان هریک از غزلیات او را در حداقل جملهها خلاصه کرد و با کشف یکدستی فکری و معنایی غزل، لذت هنری نابی را تجربه کرد.