شاخصهایی برای توصیف و ارزیابی صنعت اسباببازی در ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری علوم ارتباطات اجتماعی دانشگاه تهران
2 دانشیار ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
3 دانشجوی دکتری سیاستگذاری فرهنگی، دانشگاه باقرالعلوم (ع)
doi
10.22034/scm.2024.189335چکیده
ظهور صنایع خلاق و شهرهای خلاق سرآغاز یک عصر جدید در تعاملات میان اقتصاد و فرهنگ است. هرچند در کشورهای توسعهیافته این صنایع بهسرعت در حال رشد و شکوفایی هستند و خواسته یا ناخواسته بهعنوان یک تسهیل گر درروند جهانیشدن عمل کردهاند، اما در کشورمان ایران توجه کمی را به خود جلب کردهاند. البته وضعیت صنایع فرهنگی مختلف در ایران یکسان نیست و صنعت اسباببازی با غلبه چند برابری واردات در وضعیت بسیار نامطلوبی قرار دارد. این صنعت با توجه به جامعه مخاطبانش یعنی کودکان ازنظر اثرگذاری فرهنگی یک صنعت مهم بهحساب میآید و واردات بیرویه اسباببازی در درازمدت بسترساز بحرانهای هویتی و چالشهای فرهنگی بسیاری خواهد شد. اولین قدم برای ارتقاء صنعت اسباببازی، تهیه گزارشهای راهبردی دقیق از وضعیت موجود است و پیشنیاز چنین گزارشهایی وجود شاخصهای ملموس و عینی است. در این پژوهش با استفاده از چهارچوب پیشنهادی دیوید حسمونحق ، گزارشهای منطقهای و جهانی و مصاحبههای نیمه ساختیافته با تولیدکننده، توزیعکننده، طراح و تهیه پرسشنامه از مخاطب ایرانی به 36 شاخصه در حوزههای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و زیستمحیطی برای توصیف و ارزیابی جامع این صنعت دستیافتهایم.