جایگاه حق فرهنگی در نظام حقوقی اسلام و قوانین اساسی ایران، عراق و پاکستان با نگاهی به اسناد بینالمللی
نویسندگان
1 دانشیار گروه فقه و حقوق اسلامی دانشگاه تهران..
2 دانشجوی دکتری فقه و حقوق دانشگاه تهران
3 دانشیار گروه فقه و حقوق اسلامی دانشگاه تهران.(نویسنده مسئول)
doi
10.22111/JSR.2021.36003.2117چکیده
از میان کشورهایی که ملزم به تبعیت از اصول و موازین دین اسلام هستند، ایران با عراق و پاکستان که همسایگان غربی و شرقی آن هستند، دارای قرابتهای فرهنگی بسیاری است. در نوشتار حاضر حق فرهنگی ملتهای مذکور مورد بررسی مقایسهای قرار گرفته است. حق فرهنگی برخلاف اهمیت فراوان و تأثیرگذاری آن بر دیگر عرصههای زندگی بشر و همعرض بودنش با سایر بخشهای حقوق بشر مانند: حقوق سیاسی، اجتماعی و اقتصادی، کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ بهطوریکه علاوهبر مشخصنبودن دامنه و مصادیق دقیق آن، جزء حقوق کمترتوسعهیافته و درجه دو محسوب میشود. در این نوشتار ابتدا به روش تحلیل مقایسهای با بررسی اسناد بینالملل حقوق بشری، به مصادیق خاص حق فرهنگی پرداخته شده و سپس به این سؤال پاسخ داده شده است که جایگاه این حق در نظام حقوقی اسلام و قوانین اساسی کشورهای مورد بحث کجاست؟ یافتههای پژوهش حاضر نشان میدهد که از بررسی مجموع اسناد بینالملل حقوق بشری، مصادیق ششگانۀ حق فرهنگی، شناسایی و احصاء میشود که این مصادیق در نظام حقوقی اسلام مورد تأکید فراوان قرار گرفتهاند؛ اما با مقایسۀ قوانین اساسی ایران، عراق و پاکستان، چنین بهنظر میرسد که این قوانین در زمینۀ بیان حق فرهنگی، دارای نقاط ضعف بوده و نیازمند اصلاح، تکمیل و بازنگری هستند؛ بهطوریکه به برخی از مصادیق مانند حق بهرهمندی از هنر، در هیچکدام از قوانین مذکور اشاره نشده است و برخی دیگر با شدت و ضعف بیان شدهاند.