روششناسی ابوریحان بیرونی در کتاب فیتحقیق ماللهند و آثارالباقیه
نویسندگان
1 استادیار گروه تاریخ دانشگاه سیستان و بلوچستان
doi
10.22111/jsr.2019.28143.1880چکیده
ابوریحانبیرونی یکی از نامدارترین دانشمندان سده چهارم هجری است. مهمترین دلیل معروفیت او به کارگیری روششناسی و داشتن بینشی ژرف در کالبدشکافی علوم بود. مقاله حاضر درصدد است تا به این سوال پاسخ دهد که وجوه افتراق و اشتراک اندیشههای ابوریحان در تعریف و تفسیر علم در دو کتاب آثارالباقیه و فی تحقیق ماللهند چیست؟ دستاوردها نشان میدهد اگرچه رویکرد ابوریحان در پاره ای از علوم نظیر طبیعیات، ریاضی و علومتجربی مبنی بر مشاهده، استقراء و شیوه عقلی بوده؛ در کتاب فی تحقیق ماللهند و آثارالباقیه نگرشی محتاطانه همراه با اندکی تعصب داشته است. بیرونی در این اثر بیش از روش عقلی از روش همدلانه که امروزه یکی از روشهای موثر در رشته علوم انسانی است،بهره جست. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی در تلاش است تا به ظرافتهای درک درونی و فهم تاریخی دو کتاب فی تحقیق ماللهند و آثارالباقیه بپردازد.