تدوین قواعد مدلیابی برای معماری مسکن منطقهگرای انتقادی متمرکز بر الگوهای دوره پهلوی اول و دوم به کمک یادگیری ماشین (نمونه موردی: شهر مشهد)
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری معماری، گروه هنر و معماری، واحد بیرجند، دانشگاه آزاد اسلامی، بیرجند، ایران
2 استادیار گروه معماری، گروه هنر و معماری، واحد بیرجند، دانشگاه آزاد اسلامی، بیرجند، ایران،
3 استادیار گروه معماری، گروه هنر و معماری، واحد مشهد، دانشگاه آزاد اسلامی، مشهد، ایران
4 استادیار گروه معماری، گروه هنر و معماری، واحد بیرجند، دانشگاه آزاد اسلامی، بیرجند، ایران.
doi
10.22034/ispdrc.2025.2053474.1164چکیده
یکی از مباحث مهم در معماری امروزی،توجه به معماری سنتی-بومی، معماری پایدار و اقلیم هر منطقه است. رویکرد منطقهگرایی انتقادی میتواند پاسخگوی نیازهای معماری امروزی، معرفی معماری معاصر، فرهنگ هر منطقه و نگاه به نسل آینده و توسعهی پایدار باشد.این پژوهش در جهت پاسخ به مدلیابی معماری مسکن با رویکرد منطقهگرایی انتقادی با تاکید بر ویژگیهای معماری منطقهگرایی انتقادی خانههای سنتی مسکونی شهر مشهد در دورهی پهلوی اول و دوم، و همچنین ارزیابی بار تاثیرگذاری مولفههای منطقهگرایی انتقادی بر این خانهها مورد تحلیل قرار گرفته است. هدف از این پژوهش شناسایی و واکاوی روابط اجزای مدل است. در این پژوهش 138 خانهی انتخابی که در درجه بندی از 1 تا 9 منطقهگرایی انتقادی قرار میگیرد، مورد ارزیابی غیر منطقهگرای انتقادی، منطقهگرای انتقادی پهلوی اول و منطقهگرای انتقادی پهلوی دوم واقع شده است؛با استفاده از تحلیل کیفی دادهها و بدست آوردن مدل کیفی و مفهومی، ارزیابی مدل انجام شده؛ و سپس با کمک سیستم یادگیری ماشین پس از استخراج کلاسههای طبقهبندی ویژگیهای اصلی ساختار و مشاوره با خبرگان، به طبقهبندی دادهها پرداخته و بار تاثیرگذاری این مولفهها در خانههای سنتی مسکونی شهر مشهد در دورهی پهلوی اول و دوم تعیین گردیده است. این پژوهش به این نتیجه میرسد با توجه به تحلیل کیفی دادهها ویژگیهای منطقهگرایی انتقادی در درجهبندی سه کلاسه دارای چهار ویژگی نمادین و انتزاعی،سنتی و بومی،پایداری و تکنولوژی نوین میباشد؛با وجود سه تفکر حاکم در یادگیری ماشین، دو عنصر تکنولوژی نوین و پایداری در ردههای نخست قرار گرفتهاند و بیشترین اهمیت را در معماری منطقهگرای این دورهها دارند.