سخن سردبیر
نویسندگان
doi
10.48308/jipt.2026.106990چکیده
ساحات و ابعاد وجودی انسان و چگونگی رابطهٔ آنها «با هم» و تأثیر و تأثر آنها «از هم» و «در هم» از دیرهنگام، بهلحاظ نظری، مورد اذعان اندیشمندان و توجه فیلسوفان در فلسفۀ اسلامی و فلسفهٔ غرب بوده است. ازاینرو، واکاوی چگونگی رابطۀ میان عرصۀ گوهر تجردی نفسانی، که متمایز از بدن و نامیراست، با جوهر جسمانیِ وی از مسائلی است که سابقهای طولانی در مباحث فلسفی و نظری دارد. همچنین، با توجه به اینکه گوهر تجردی نفس ساحاتی گوناگون همچون خیال، وهم، نفس، قلب و عقل دارد، چگونگی ارتباط این ساحات نفسانی با یکدیگر از منظر برهان و احیاناً تجربه آنچنان مهم و قابلتوجه بوده است که پیوسته مورد توجه فیلسوفان، متکلمان و عارفان بوده و آنها را به کندوکاو و بررسی آنها واداشته است.برخی از این مسائل عبارتاند از اینکه قوۀ خیال چه تأثیری در شناخت آدمی از امور واقعی و عینی دارد؟ ساحت وجودی قوۀ خیال انسان تا چه حد در چگونگی شناخت ما از واقعیت تأثیر دارد؟ آیا قوۀ خیال میتواند رهزن عقل شود و در آن تأثیر بگذارد و آیا این مسئله به ایدئالیسم منتهی نمیشود؟ قوۀ خیال با خوانش تداعی معانی چه کارکردی در مسئلۀ علیت دارد؟ آیا انتساب ضرورت علّی به جهانِ خارج نوعی فرافکنی ذهن و خیال است یا امری برهانی؟ با توجه به مسئلۀ علیت، نسبت «علت ثابت» و «معلول متغیر» چگونه توجیهپذیر است و اصولاً چه تناسبی میان ثابت و متغیر وجود دارد؟ دیدگاه فقر وجودی معلول، ربط محض بودن معلول، تشکیک در ظهور، شئون ذاتی حق و قاعدۀ «لاتکرار فی التجلی»، که در حکمت متعالیۀ ملاصدرا و در نگرش عرفانی ـ اسلامی مطرح شده است، تا چه اندازه در تبیین این مسئله راهگشاست و چه نسبت و احیاناً تمایزی با دیدگاه اسپینوزا دارد؟ از سوی دیگر، ساحتهای نفسانی در مسائلی مانند شناختشناسی و وجود ذهنی چه آثاری دارند؟ اجتماع دو مقولۀ متباین (جوهر و عرض) در قالب یک صورت ذهنی چگونه قابلتحلیل است؟ آیا تبیین ملاصدرا در عرصۀ حمل با تفکیک دو حیثیت «حمل اولی ذاتی» از «حمل شایع صناعی» راهگشاست؟ساحات نفسانی با هرمنوتیک و تفسیر انسان از متون چه ارتباطی دارند؟ رمانتیسم هگلیانیسم و دیلتای چه ارتباطی با ساحتهای غیرعقلانی انسان مانند تخیل و احساس و چه اثری در تدوین نظام معرفتی برای علوم انسانی دارد؟ آیا تاثیر ساحات غیر عقلانی در هرمنوتیک به نسبیت در این عرصه نمیانجامد؟در این شماره، علاوه بر مسائل فوق، مسئلۀ فضیلت در نگرش ارسطو در دو لایۀ وجودشناختی و معرفتشناختی و فضیلتمند شدن انسان از رهگذر میل و تأمل و همچنین طبایع چهارگانه در نگرش جابر ابن حیان بررسی شدهاند.