وضعیت هستی‌شناسانۀ طبایع چهارگانه در چهارچوب طبیعیات جابر بن حیان؛ تمایزها و شباهت‌های آن با سنت‌های پیشین

نویسندگان

1 گروه تاریخ علم، پژوهشکده تاریخ و فلسفه علم، پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، تهران، ایران.

doi
10.48308/jipt.2025.240669.1649
چکیده

طبایع چهارگانه جایگاهی ویژه و مهم در نظریات فلسفه طبیعی جابر بن حیان دارند، تا جایی که می‌توان فلسفه طبیعی او را «فیزیک طبایع» نامید. کمتر متنی از متون اصلی منسوب به جابر را می‌توان یافت که در آن از طبایع به‌تفصیل سخن نرفته باشد. از منظر تاریخی، شباهت‌های بسیاری میان نظریات جابر با فیلسوفان طبیعی پیش از او در باب طبایع چهارگانه وجود دارد، اما بعضی از ادعاهای او فرضیه متمایز بودن نظریه جابر را به‌ویژه از حیث هستی‌شناسی یا آنتولوژیک طبایع مطرح می‌کنند. اساس نظر جابر متأثر از نگاه کاملاً عمل‌گرایانه اوست این است که کیفیات هویاتی مستقل و البته مجسم‌اند که مانند مواد فیزیکی قابلیت ترکیب با هم را دارند یا امکان تجزیه آن‌ها از یکدیگر وجود دارد. بااین‌حال، این فرضیه یعنی متمایز و بدیع ‌بودن ادعای جابر مستلزم تحلیل و تطبیق نظریات مفصل او در موضوع طبایع با سنت‌های فیزیکی مطرح و مشهور پیش از او یعنی سنت فلسفه طبیعی ارسطویی، افلاطونی، رواقی و نوافلاطونی است. مسئله اصلی این مقاله تبیین وضعیت آنتولوژیک طبایع چهارگانه نزد جابر و سنجش میزان تمایز آن براساس متون و محتواهای مرتبط با موضوع است.