بازخوانی جایگاه خیال در فلسفه هیوم با تأکید بر خوانش‌های سه‌گانه از نظریه علیت

نویسندگان

1 گروه فلسفه، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران.

2 دانشجوی دکتری، گروه فلسفه، دانشگاه شهید مطهری، تهران، ایران.

doi
10.48308/jipt.2026.242306.1702
چکیده

نظریه علیت هیوم از دیرباز محل مناقشه مفسران بوده است. هیوم، در جایگاه فیلسوفی تجربه‌گرا، تصورات فطری را انکار می‌کند و، در تبیین علیت، نقشی محوری برای خیال قائل می‌شود. سه خوانش اصلی از آثار او، اگرچه در تفسیر نهایی علیت متفاوت‌اند، همگی درخصوص نقش تعیین‌کننده خیال در شکل‌گیری باورهای علّی اتفاق نظر دارند. در خوانش شکاکانه، علیت صرفاً محصول عادت و تداعی ذهنی است که بدون کارکرد خیال معنا نمی‌یابد. در خوانش طبیعت‌گرایانه، طبیعت انسان و کارکردهای خیال پیوندی ناگسستنی می‌یابند و، در پروژکتیویسم، نسبت دادن ضرورت علّی به جهان خارج نوعی فرافکنی فعالانه ذهن و خیال تلقی می‌شود. پرسش اصلی این پژوهش آن است که چگونه می‌توان از رهگذر سه خوانش اصلی از علیت هیوم به نقش بنیادین قوه خیال در اندیشه او پی برد. نتایج پژوهش نشان می‌دهد، در هر سه خوانش، خیال عنصری ساختاری و نه حاشیه‌ای در تبیین علیت است. بدین‌ترتیب، هیوم جایگاه خیال را از قوه‌ای منفعل و حاشیه‌ای به عاملی فعال و مرکزی در شکل‌دهی به معرفت تبدیل کرده است. ازاین‌رو، می‌توان تغییر جایگاه خیال نزد هیوم را سرآغاز تحولی دانست که مسیر را برای بازخوانی نقش خلاق و سازنده خیال در سایر قلمروها هموار ساخت.