ارزیابی عوامل مؤثر در شکلگیری نظریه هرمنوتیکی دیلتای
نویسندگان
1 کارشناسی ارشد فلسفه دین، گروه فلسفه دین، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 گروه فلسفه دین، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.48308/jipt.2026.241435.1673چکیده
این مقاله تأثیر رمانتیسم آلمان، هگلیانیسم، تاریخباوری و نگاه انتقادی به فلسفه کانت را در شکلگیری نظریه هرمنوتیکی او با روش توصیفی - تحلیلی بررسی میکند. در این مقاله، نشان داده شده است که دیلتای از رمانتیسم توجه به ساحتهای غیرعقلانی انسان مانند تخیل و احساس را وام گرفت، اما برخلاف رمانتیستها به تدوین نظام معرفتی ساختارمند برای علوم انسانی پرداخت. همچنین، او از تاریخباوری اهمیت زمینهمندی تاریخی را پذیرفت، اما با نسبیتگرایی مخالفت کرد. درنهایت، دیلتای با نقد «نقد عقل محض» کانت معرفتشناسی خود را بر پایه «نقد عقل تاریخی» بنا نهاد و نشان داد که مقولات فهم انسان نه پیشینی، بلکه برآمده از تجربه زیسته و تاریخمندند. دیلتای همچنین «تجربه زیسته» را بنیان معرفت علوم انسانی شمرد و با الهام از هگل مفهوم «روح عینی» را برای تبیین فهم بینالاذهانی به کار برد. با ارزیابی تأثیر هریک از این جریانها در پرورش نظریه هرمنوتیکی دیلتای، میتوان گفت که «نقد و بازخوانی فلسفه نقادی کانت» در نسبت با دیگر جریانهای تاریخیِ بیانشده در شکلگیری این نظریه سهم بیشتری داشته است.