بررسی میزان خوانایی و استخراج عوامل مؤثر بر آن در مناطق شهری با بهره گیری از نقشههای شناختی ساکنان (نمونه موردی: محلات مینودر و کوثر در قزوین)
نویسندگان
1 گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه بین المللی امام خمینی، قزوین، ایران
2 گروه شهرسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران
doi
10.22034/ispdrc.2025.2052326.1156چکیده
امروزه با توسعهی شهرها در قالب بافتها و شهرکهای جدید، عدم وضوح و خوانایی و در نتیجه کاهش مطلوبیت فضا مشهود است. خوانایی کیفیتی مبتنی بر ادراک و تصاویر ذهنی افراد برپایه تجارب فردی آنان در شهر بوده و به منزلهی درک جهت و موقعیت در فضا است. این در حالیاست که بسیاری از توسعههای شهری اخیر مانند محلهی مینودر و کوثر واقع در شهر قزوین؛ فاقد خوانایی میباشند. پرسشی که مطرح می گردد آن است که کدام علل و عوامل در خوانایی یا عدم خوانایی این فضاها نقش دارند و عوامل فردی و کالبدی چگونه می توانند بر شکلگیری تصاویر ذهنی افراد در محیط مؤثر باشند. به منظور پاسخگویی به این پرسش، 380 نفر از ساکنین محلات مورد مطالعه به صورت خوشهای در تحقق شرکت و محدوده سکونت خود را براساس تصاویر ذهنی در قالب نقشه ترسیم نمودند. تحلیل کروکیهای ترسیم شده حاکی از آن است که در میان عناصر پنجگانه مطرح شده توسط لینچ، بیشترین تأکید بر عنصر نشانه و سپس گره بوده است. تطبیق کروکیهای ترسیم شده با فضای مورد مطالعه نشان میدهد علت عدم خوانایی محدودهی مورد مطالعه را میتوان در ضعف ساختاری فضا، فرم کالبدی، عدم وضوح بصری جدارهها و یکنواختی بناها دانست. علاوه بر این، نتایج حاکی از آن است که عامل جنسیت، سن، تحصیلات و وضعیت تأهل فاقد نقش تعیینکننده در دقت و صحت نقشههای ذهنی بوده و علیرغم مطالعات گذشته، اگرچه عامل مدت زمان سکونت افراد سبب ارتقاء دقت نقشههای شناحتی آنها بوده ولی نقش تعیینکنندهای نداشتهاست.