بررسی عناصر داستانی در منظومۀ عصمت نامۀ کلانوری
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد
2 دانشیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه پیام نور
3 استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد مشهد
doi
10.22111/jsr.2020.5241چکیده
یکی ازشاهکارهای ادبیّات فارسی هندوستان دردورۀ جهانگیر- پادشاه مغول- داستان «عصمت نامه» یا «مینا و لورک» اثر عبدالحمید کلانوری است. تبیین چگونگی و تحلیل ساختار عناصر داستانی در این منظومه، از پرسش های محوری پژوهش حاضر است. در این مقاله که با روش توصیفی و تحلیل محتوا به انجام رسید ضمن ارائۀ تعاریف روشن و جامع از عناصر تشکیل دهندۀ ساختار داستان چون پیرنگ و اجزای آن، شخصیّت پردازی، درون مایه، زاویه دید، لحن، گفتگو و صحنه پردازی و قواعد حاکم بر ساختار داستانِ عصمت نامه تجزیه و تحلیل گردید. با بررسی شواهد این نتیجه به دست آمد که عناصر داستانی دراین منظومه به خوبی در پیش بردِ داستان به کار گرفته شده و طرحی مبتنی بر روابط علّی، این عناصر را از آغاز تا پایان، به هم مرتبط ساخته است. پیرنگ داستان ساده ولی منسجم است و دیدگاه نویسنده در بیان حادثه، برگرفته از حقایق و رسوم بومی است. پایۀ احساسی طرح داستان، سیر عشق و عاشقی است که یکی از عوامل جذابیّت داستان است. مهم ترین عنصرِ داستانی این اثر شخصیّت است و تأثیر درون مایۀ داستان بر سایر عناصر آن به خوبی مشهود است.