ماتریالیسم علمی در برابر رئالیسم معنوی: تحلیل انتقادی رویکرد اسپینوزا به وحی و معجزه از منظر حکمت متعالیه علامه طباطبایی
نویسندگان
1 دانش آموخته دکتری مدرسی مبانی نظری، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 گروه مبانی نظری، دانشکده معارف و اندیشه اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
doi
10.48308/jipt.2025.241234.1666چکیده
تقابل میان جهانبینی علمی - مادی و نیاز انسان به معنای استعلایی یکی از چالشهای اصلی دنیای معاصر است. باروخ اسپینوزا در مقام یکی از پیشگامان این بحث با ارائه یکی از اولین و پیچیدهترین صورتبندیهای ماتریالیسم علمی کوشید تا دین را بر شالودهای کاملاً طبیعتگرایانه بازسازی کند. این رویکرد به فروکاست «وحی» به محصول تخیل و «معجزه» به جهل بشر از علل طبیعی میانجامد. این مقاله با اتخاذ روش تحلیلی - انتقادی استدلال میکند که این پارادایم ماتریالیستی و فروکاستگرایانه از تبیین کامل ابعاد واقعیت عاجز است. برای اثبات این مدعا از مبانی «رئالیسم معنوی» علامه طباطبایی، جهانبینیای که به واقعیت داشتن مراتب استعلایی هستی اذعان دارد، بهمثابه چهارچوب نقد بهره برده میشود. تحلیل حاضر تضاد پارادایمی عمیقی را آشکار میسازد: هستیشناسی تکلایه و ضرورتگرای اسپینوزا در برابر جهانبینی ذومراتبی و هدفمند علامه، که وحی را شعوری استعلایی و معجزه را امری عقلانی و مبتنی بر خرق عادت تبیین میکند، قرار میگیرد. درنهایت، نتیجه حاصل آن است که چهارچوب علامه یک بدیل فلسفی استوار برای انسان مدرنی است که علم را میپذیرد، اما جهانبینی صرفاً مادی را از نظر وجودی و تبیینی ناقص مییابد و بدینترتیب مداخلهای مستقیم در بحث داغ امروزی «علم در برابر دین» ارائه میکند.