بررسی دو مدل ایمان در پرتو استدلال‌های عملی: باورمحور و غیرباورمحور

نویسندگان

1 دکتری فلسفه دین، گروه فلسفه دین، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 گروه فلسفه دین، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران

doi
10.48308/jipt.2025.240552.1645
چکیده

در این مقاله، استدلال‌های عملی برای اثبات وجود خدا در دو تقریر متفاوت تحلیل می‌شوند: نخست، تقریر مبتنی بر رویکرد ایمان باورمحور (در دیدگاه پاسکال و جیمز) و، دوم، تقریر مبتنی بر رویکرد ایمان غیرباورمحور (در دیدگاه گلدینگ). هر دو رویکرد، در مواجهه با نابسندگی شواهد معرفتی، ایمان را نوعی مخاطره معقول می‌دانند. بااین‌حال، رویکرد باورمحور ایمان را مستلزم باور و متکی بر نوعی اراده‌گروی مستقیم می‌داند که با چالش‌های روان‌شناختی و معرفت‌شناختی مواجه است. درمقابل، مدل گلدینگ، به‌منزله مدلی عمل‌گرایانه در چهارچوب رویکرد غیرباورمحور به ایمان، تلاش می‌کند بدون فرض ضرورت باور برای ایمان، ایمان را در قالب فرض راهنمای عمل تبیین کند. این ویژگی به مدل غیرباورمحور امکان می‌دهد تا در مواجهه با شک عمیق فکری، بدون مواجه شدن در چالش‌های رویکرد باورمحور، امکانی معقول برای اتخاذ ایمان فراهم آورد. دو مدل مورد بررسی، هرچند هر دو بر عقلانیت عملی و مخاطره در وضعیت شک تأکید دارند، در الزام باور برای ایمان با هم اختلاف دارند. همچنین، مقاله نشان می‌دهد رویکرد غیرباورمحوری به ایمان در وضعیت تردید معرفتی می‌تواند بدیلی مناسب برای رویکرد سنتی باورمحور تلقی شود.