سیر تحول فضاهای میانی در مسکن شهر حلب از اواخر دوران عثمانی تا سال ۲۰۱۰

نویسندگان

1 گروه معماری، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

2 معماری، دانشکده معماری و شهر سازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

3 گروه سوانح و بازسازی، دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
10.22034/ispdrc.2024.2039267.1127
چکیده

فضاهای میانی در مسکن، علاوه بر ایجاد ارتباط میان درون و بیرون، تأمین نور و تهویه طبیعی، فرصتی را ایجاد می‌کنند تا ساکنان با طبیعت و همسایگان خود ارتباط برقرار کنند. آن‌ها مرزهایی بین واحدهای مسکونی ایجاد می‌کنند که پیکره‌بندی واحدهای همسایگی و محله‌ها را شکل می‌دهد. فضاهای میانی ماهیتی مبهم دارند و نه به داخل و نه خارج به‌طور کامل تعلق ندارند. بنابراین، می‌توانند تنظیم کننده روابط بین بیرون و درون باشند. این مقاله درصدد شناسایی گونه‌های فضای میانی و سیر تحول آن در شهر حلب از مسکن سنتی تا آخرین توسعه رسمی مسکنِ پساجنگ است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است و شامل این مراحل می‌شود: تدوین چارچوب نظری برای تعریف و بررسی فضاهای میانی در مسکن شهر حلب؛ انتخاب نمونه‌هایی از واحدهای همسایگی در شهر حلب از دوره‌های تاریخی مختلف؛ شناسایی فضاهای میانی و تحلیل و طبقه‌بندی آن‌ها بر اساس ویژگی‌های کالبدی،کیفیت‌های محیطی و مالکیت. به‌این‌ترتیب، پنج دوره‌ی تاریخی بررسی‌شده و هشت دسته مسکن بر اساس انواع فضاهای میانی معرفی‌شده است. گونه‌های فضاهای میانی بر اساس مقایسه ویژگی‌های کالبدی شامل شکل، موقعیت، محصوریت و کیفیت‌های محیطی شامل دسترسی فیزیکی، نفوذپذیری بصری، امنیت و آسایش اقلیمی و همچنین مالکیت طبقه‌بندی‌شده‌اند. یافته‌ها حاکی از وجود دو گونه فضای میانی در نقش گذر و چهار فضای میانی در نقش اتصال است. یکی از بارزترین نتایج، تبدیل فضاهای گذر از کاملاً خصوصی به نیمه عمومی و از نیمه‌خصوصی به عمومی و افزایش تعداد آن‌ها و تبدیل فضاهای اتصال از طریق نفوذ‌پذیری بصری به فضاهای نیمه‌خصوصی و نیمه عمومی علی‌رغم مالکیت خصوصی آن است.