بررسی توانایی‌های ادراکی ماشین‌ها در درک احساسات انسان بر اساس نظریه‌ی صورت‌های نوعیه در حکمت متعالیه

نویسندگان

1 دانشجوی دکترا، گروه الهیات، دانشکده علوم انسانی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران.

2 گروه معارف اسلامی، دانشکده پزشکی، دانشگاه علوم پزشکی، شاهرود، ایران.

3 گروه معارف اسلامی، دانشکده علوم انسانی، واحد گرگان، دانشگاه آزاد اسلامی، گرگان، ایران.

doi
10.48308/jipt.2025.238412.1600
چکیده

این مقاله به بررسی امکان درک حقیقی احساسات انسانی توسط ماشین‌ها از منظر فلسفه‌ی صدرایی و نظریه‌ی صورت‌های نوعیه می‌پردازد. با وجود پیشرفت‌های چشمگیر در زمینه‌های پردازش زبان طبیعی، بینایی ماشین و یادگیری عمیق، هنوز این پرسش مطرح است که آیا ماشین‌ها صرفاً داده‌ها را پردازش و شبیه‌سازی می‌کنند یا به ادراک واقعی از احساسات دست می‌یابند؟ بر اساس مبانی حکمت متعالیه، ادراک احساسات امری فراتر از بازتاب‌های عصبی است و به‌نحوی از علم حضوری و تحول درونی نفس مرتبط است. در مقابل، ساختار هوش مصنوعی فاقد جوهر مجرد و قوه‌ی ادراکی است که بتواند به‌واسطه‌ی آن به تجربه‌ی درونی و حضوری دست یابد. مقاله‌ی حاضر، با تحلیل تفاوت ماهوی میان پردازش داده و ادراک حقیقی، به محدودیت‌های ذاتی هوش مصنوعی در این حوزه می‌پردازد و پیشنهادهایی برای طراحی سامانه‌هایی با ساختار شبه‌ادراکی ارائه می‌دهد. نتیجه آنکه درک حقیقی احساسات امری انسانی و وجودی است که در افق هستی‌شناسی ماشین نمی‌گنجد.