پیامبر اسلام(ص) و مدیریت تعالیبخش در اقتصاد سیاسی
نویسندگان
1 استادیار گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران.
2 دانشجوی دکتری جامعه شناسی سیاسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
3 استادیار گروه علوم سیاسی، دانشکده علوم اجتماعی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
4 دانشیار گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.22126/ipes.2019.1186چکیده
هر جامعهای اعم از بدوی و مدنی، مبتنی بر یک شکلبندی سیاسی است که برای ماندگاری خود باید از یک ساز و کار اقتصادی بهرهمند باشد. این ساز و کار اقتصادی در زمان جاهلی بر استفاده ابزاری از موقعیت جغرافیایی مکه بهعنوان یک منطقه استراتژیک تجاری- دینی و نیز اقتصاد قبیله با مولفههایی چون غارت، غنیمت و... مبتنی بوده است. با ظهور اسلام و تشکیل جامعه اسلامی تحت رهبری حضرت محمد(ص) قابل انتظار است که نظام نوپای وی هم نیازمند بنیان و ساز و کاری اقتصادی بوده و اقتصاد اعراب جاهلی که بهصورت و سیرت در وضعیتی بدوی و عمدتاً غیراخلاقی قرار داشت، مورد تأیید اسلام نباشد. وانگهی عبور از این ساختار و جایگزینی آن با نظامی جدید از مبادی و مبانی اقتصادی هم ممکن نبود. لذا تحقیق حاضر به دنبال ارائه چارچوبی روشی برای فهم درستتر از مدیریت پیامبر(ص) در حوزه اقتصاد سیاسی و در رویارویی با اقتصاد سیاسی صدر اسلام است. رفتار مدیریتی پیامبر(ص) در مسیر تعالیبخشی است و ما میتوانیم این تعالیبخشی را در مفهوم امروزی ایدئالیسم عینیگرا پی گرفته و قابل فهم نماییم و امروزه نیز بهعنوان الگویی قابل قبول در مدیریت اقتصاد سیاسی از آن بهرهمند شویم.