«معرفتشناسی قرآنبنیان» بهمثابهی زیرساخت معرفتی برای دستیابی به علوم انسانی اسلامی
نویسندگان
1 گروه منطق فهم دین، پژوهشکده ی حکمت و دینپژوهی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه ی اسلامی، قم، ایران.
doi
10.48308/jipt.2024.237055.1563چکیده
تلاش برای شکلگیری علوم انسانی اسلامی، نیازمند تبیین الگوی معرفتی (پارادایم) حاکم بر آن فضای علمی است. پارادایمها بر مبانی هستیشناختی، معرفتشناختی، روششناختی، انسانشناختی و ارزششناختی و ... استوارند. مسئلهی این مقاله، دستیابی به یک الگوی مفهومی از دیدگاه قرآن در محور معرفتشناسی است. در این مقاله از روش دادهبنیاد استفاده شده است و نتیجهی تحقیق را میتوان چنین بیان کرد: دالّ مرکزی دربارهی «علم و معرفت» و امور مرتبط با آن در دیدگاه اقتباسشده از قرآن، «شبکهایبودن معرفت» است. مقصود از «معرفت شبکهای»، تلاش برای کشف موقعیت وجودی (روابط و آثار) و کارکرد یک پدیده در شبکهی منسجم کل هستی است که مبتنی بر واقعیتی خودبنیاد (وجود بینهایت) است و این انطباق، معیار صدق شمرده میشود. این کشف، با استفاده از ترکیب حواس با عقل (استدلالهای منطقی اعم از برهان، استقرا و لوازم بیّن) در حداقلِ صعود معرفتی، و با استفاده از شهود قلبی (اتحاد وجودی با پدیده)، در حرکت به سمت حداکثر صعود معرفتی (آگاهی به شبکهی هستی) انجام میشود. متخالفهای «علم و معرفت» در قرآن (مانند: نسیان، جهل، سفه، غفلت، ریب، شک، خرص، امانیّ، ظن، مریه، ...) نیز دارای ملاک واحدی هستند که «بیتوجهی به رابطه»ی پدیدهها با شبکهی هستی و با رأس هرم هستی است.