بررسی تحلیلی ماهیت عواطف از دیدگاه حکمت متعالیه

نویسندگان

1 گروه الهیات، دانشکده‌ی علوم انسانی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران.

2 دانش‌آموخته‌ی دکتری فلسفه و کلام اسلامی، گروه الهیات، دانشکده‌ی علوم انسانی، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی، تهران، ایران.

doi
10.48308/jipt.2025.236773.1553
چکیده

عواطف یکی از مهم‌ترین ساحت‌های شخصیت انسانی محسوب می‌شود. ما در این پژوهش با روش تحلیلی به بررسی ماهیت عواطف از دیدگاه حکمت متعالیه پرداخته و به این نتیجه رسیدیم که عواطف از یکسو ماهیت شناختی دارند و مبتنی بر لذت و الم و ادراکِ امر منافر و موافق طبع تعریف می‌شوند و ازدیگرسو، از قوای تحریکیِ زیرمجموعه­ی قوه­ی شوقیه، یعنی شهوت و غضب تأثیر می‌پذیرند و ماهیت تحریکی دارند. تجمیع دو رکن ادراکی و تحریکیِ عواطف، بر عهده­ی عقل عملی است که به­واسطه­ی قوه­ی وهم انجام می‌شود. خیال با خوانش ملاصدرا یک قوه­ی فعال در ایجاد صور و ادراکات است و در شکل­گیری، تثبیت، تقویت و یا تضعیف عواطف نقش کلیدی بر عهده دارد. اگر خیال را یک ساحت نفسانی بدانیم، در این صورت، قوه­ی واهمه غیر از ساحت خیال نیست و مبتنی بر مرتبه­ی نفس انسانی است. قوه­ی واهمه در همان درجه تجلی پیدا می‌کند و واهمه‌ای خیالی و یا عقلی می‌گردد و متناسب با مرتبه­ی وجودی‌اش، عاطفه‌ها را می‌سازد، پرورش می‌دهد و مدیریت می‌کند. ازاین­رو تربیت هر کدام از این قوای زیرمجموعه­ی عقل عملی، می‌تواند عواطفی متناسب با این وضعیت را برای فرد ایجاد کند.