امکان تفسیر نظریهی ابنسینا دربارهی عرضبودن وحدت به عروض تحلیلی
نویسندگان
1 گروه فلسفه و کلام، پژوهشکدهی علوم اسلامی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران.
doi
10.48308/jipt.2024.237163.1566چکیده
نظریهی عرضبودن وحدت، در آثار متعددی از ابنسینا به چشم میخورد که موردتوجه شارحان و منتقدان او قرار گرفته است. بیان عرضبودن وحدت، به این معنا نیست که در نظر او، وحدت در یکی از مقولات نهگانهی عرضی جای میگیرد؛ بلکه او از عرضبودن، زیادت «وحدت» را بر «موضوعِ معروضِ وحدت» اراده نموده است و چنین زیادتی، تازمانیکه به ظرف واقع سرایت نکند، میتواند براساس عروض تحلیلی نیز تفسیر گردد. با صرفنظر از عبارات صریح او در خصوص «عروض خارجی وحدت»، بازخوانی آثار ابنسینا، بر پایهی پرسش از امکان تفسیر «عرضبودن وحدت» به «عروض تحلیلی وحدت»، سه نوع گزاره را بهدست میدهد: (1) عباراتی که در نگاه ابتدایی میتوانند دلالت بر عروض تحلیلی وحدت بر موضوعِ معروضِ وحدت داشته باشند. (2) عباراتی که در آنها درخصوص برخی از موجودات، ادعای عینیت وحدت با وجود، شده است و (3) عبارتی که بر عینیت وجود و وحدت بهصورت مطلق، تصریح دارد. تحلیل عقلی مجموع این عبارات، ما را به این نتیجه میرساند که حکم صریح ابنسینا به عروض خارجی وحدت بر موضوع، با برخی دیگر از بیانات وی در اینباره در تعارض است. بهنظر میرسد که این تعارض یا ناشی از دگرگونی اندیشهی ابنسینا در اینباره است و یا بر ناهمگونی در ساختار فکری او، بهسبب عدمدرک روشن از مفاهیم فلسفی و نسبت آنها با واقع، دلالت میکند؛ و در نهایت، نمیتوان دیدگاه او در عرضبودن وحدت را به عرض تحلیلیبودن وحدت تفسیر کرد.