بررسی جریان‌های فکری مؤثر در تکوین نگرش کلامی-سیاسی آیت‌الله جوادی‌آملی

نویسندگان

1 گروه علوم سیاسی، پژوهشکده علوم اجتماعی، پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، قم، ایران.

doi
10.48308/jipt.2024.235305.1514
چکیده

عبدالله جوادی‌آملی از اندیشمندان معاصری است که به دلیل جامعیت‌نسبی در دین‌شناسی در حوزه کلام‌سیاسی صاحب‌سخن و نظر بوده و به دلیل ورود در سیاست‌عملی و نظری در قواره عالم‌دینی، شایسته تحلیل است. اگر جریان‌های دانشی-ارزشی را به موافق و مخالف یا رقیب تقسیم کنیم، پرسش ‌اصلی مقاله آن است که جریان‌های تأثیرگذار بر کلام‌سیاسی آیت‌الله جوادی‌آملی کدام هستند؟ فرضیه در پاسخ بدین پرسش با روش تحلیلی-توصیفی و بر پایه چارچوب‌نظری هرمنوتیک‌اسکینر (چارچوب‌نظری) و مبحث زمینه‌های ذهنی‌اش بر آن است که سه جریان دانشی حکمت‌متعالیه و فلسفه‌اسلامی، تفقه و فقه، و قرآن‌گرایی، بر کلام سیاسی جوادی‌آملی به مثابه بخشی از زمینه‌های ذهنی سازنده کلام‌سیاسی وی بوده است. تأثیرگذاری مبحث تشکیک‌وجود در حکمت‌متعالیه و بازتابش در موضوع‌هایی مانند خلافت‌انسان، سراج و کاشف‌بودن عقل و ولایت‌شرع و تأثیرش بر مشروعیت‌سیاسی و نیز ترجیح رای‌اکثریت بر اقلیت؛ تأثیر تفقه‌سنتی و پویا و تفقه به‌معنای دین‌شناسی‌جامع بر نوع استدلال در مبحث پیمان‌ها و تحدید ناپذیری شرعی قلمرو ولایت‌فقیه و...؛ نیز قرآن به‌مثابه منهج‌تفسیری و نه منبع‌دینی؛ حجیت «فعلی» و نه انضمامی تفسیر قرآن به قرآن و تقدم آن بر کلام‌معصوم و تأثیرش بر تحلیل از خلافت‌انسان، کرامت‌انسان، عدالت و پلورالیزم از یافته‌ها و دستاوردهای پژوهش است. بر این‌ پایه، کلام سیاسی جوادی آملی مبتنی بر دوگانه عقل و نقل و نه عقل و دین و بر اساس کلامی‌جامع، تفقهی‌جامع و تفوق نگرش‌قرآنی است که در نظام‌مسائل کلام‌سیاسی بازتاب می‌یابد.