نقد مبانی تساهل در لیبرالیسم کلاسیک از منظر علم و دین (اسلام)
نویسندگان
1 گروه فقه سیاسی، دانشکده الهیات و ادیان، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
2 گروه معارف اسلامی، دانشکده الهیات و ادیان، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران.
doi
10.48308/jipt.2024.235354.1517چکیده
کلیسای قرون وسطی استفاده از اجبار را برای هدایت انسانها مطلوب میدانست؛ پس از رنسانس، متفکرانی همچون «جان لاک» برای مقابله با این رویکرد و دفاع از آزادیِ دینی، نظریه «تساهل» را مطرح کردند. تساهل، در غرب و اندیشه لیبرالی، بر مبانی همچون اصالت آزادی، فردگرایی، نسبیتگرایی و عقلانیت رفتاری استوار است. برخی حتی آن را با آموزههای دینی نیز هماهنگ، و مخالفت با آن را نشانه تحجر فکری و دینی میدانند. در این مقاله، سعی شده تا با ادله علمی و دینی، مبانی نظری تساهل در لیبرالیسم کلاسیک، نقد و بررسی شود. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی و شیوه گردآوری دادهها کتابخانهای است. براساس یافتهها، این نظریه به صورتی که در لیبرالیسم کلاسیک و غرب مطرح شده، نه در حوزه نظر و نه در عمل با توفیق همراه نبوده و نیازمند بازنگری و اصلاح و تعدیل است.