مفهوم سعادت در اندیشه کنفوسیوس

نویسندگان

1 گروه کلام ‌اسلامی (فلسفه‌دین)، ‌پیام‌نور تهران‌، مرکزتحصیلات ‌تکمیلی، تهران، ایران.

2 گروه ادیان و عرفان، دانشکده الهیات و معارف اسلامی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

doi
10.48308/jipt.2024.235652.1525
چکیده

در این مقاله، به بررسی تحلیلی مفهوم سعادت در اندیشه کنفوسیوس، یکی از بزرگ‌ترین فرزانگان چین باستان، به ویژه کتاب لون یو پرداخته شده است. کنفوسیوس، که مکتب اخلاقیش فضیلت گراست، در لون یو، سعادت واقعی را سعادت اخلاقی دانسته و معتقد است که خوشبختی در درجه نخست، نه در لذت مادی، بلکه در لذت اخلاقی است. وی اصول سعادت را عبارت از پرورش اخلاقی خود از طریق یادگیری مداوم، دستیابی به فضیلت انسانی مانند خیرخواهی، عدالت، شایستگی، و حکمت، حفظ هماهنگی یا صلح بین خود و خانواده، دیگران یا اجتماع و رام کردن و مقهور ساختن نفس خود و بازگشت به شایستگی و آداب دانی و مراسم سنتی می‌داند. او سعادت را تحقق فضیلت کامل در زندگی فردی و اجتماعی دانسته است و خوبی و نیکوکار بودن را لازمه سعادت تلقی می‌کند. کنفوسیوس‌ با قرار دادن اخلاق به عنوان پیش‌شرط سعادت، به این نکته می‌پردازد که سعادت را می‌توان از طریق «معرفت، خیرخواهی، و هماهنگی بین اعضای اجتماع» به دست آورد. از این‌رو، سعادت دیگران بخش مهمی از خوشبختی ماست.