تحول نظامهای حمایت ادبی در ایران و کشمکش بوطیقاهای کلاسیک و نو
نویسندگان
1 استادیار جامعهشناسی، گروه مطالعات فرهنگی، موسسه مطالعات فرهنگی و اجتماعی، تهران. ایران.
doi
10.22034/jasi.2026.2079850.1596چکیده
این مقاله با تمرکز بر تحلیل تاریخی و نهادیِ نظامهای حمایت ادبی در ایران، میکوشد سازوکارهای مؤثر در برساخت و تثبیت بوطیقاهای کلاسیک و نو را تبیین کند. مسئلهی اصلی پژوهش آن است که چگونه شبکههای حامی ـ شامل دولت، دانشگاه، مطبوعات، احزاب و نهادهای بینالمللی ـ در طول سدهی اخیر مسیر تحول ادبیات فارسی را جهت دادهاند و چه عواملی موجب برتری یا حاشیهنشینی جریانهای ادبی مختلف شده است. هدف مطالعه، آشکارسازی رابطهی میان حمایت نهادی و شکلگیری بوطیقاهای رقیب در ادبیات فارسی است تا نشان دهد تحول شعر و رمان مدرن نه صرفاً حاصل نوآوری فردی، بلکه محصول تعامل نیروهای اجتماعی، فرهنگی و ایدئولوژیک است. پژوهش بر مبنای چارچوب نظری آندره لِفور و با روش خوانش نهادیِ بازنویسیها و بازتابهای تاریخی انجام شده است. دادهها از تحلیل متون ادبی، نشریات، تاریخهای ادبی، نقدها و اسناد سیاست فرهنگی گردآوری و در قالب مقایسهی تطبیقی میان دورههای قاجار تا پس از انقلاب بررسی شدهاند. یافتهها نشان میدهد که نظامهای حمایتی رسمی در دورههای مختلف با تکیه بر تمهیدات بودجهای، مقررات نشر و سازوکارهای ممیزی، الگوهای مشروعیت فرهنگی برای بوطیقای کلاسیک را بازتولید کردهاند. در مقابل، مطبوعات مستقل، حزب توده، حلقههای روشنفکری، کانون نویسندگان و شبکههای دیاسپورا بهعنوان حامیان متمایز، به پشتیبانی از شعر نیمایی، داستان و رمان واقعگرای مدرن و گونهای ادبیات متعهدِ انتقادی (اغلب با گرایشهای چپگرا) ) پرداخته و زمینهی ظهور بوطیقای نوین فارسی را فراهم ساختهاند.