بررسی روابط بین برنامهریزی راهبردی و عوامل درون سازمانی در شرکتهای مبتنی بر فناوریهای برتر در ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای مدیریت تکنولوژی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی
2 دانشجوی دکترای مدیریت تکنولوژی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی
3 دانشیار دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه علامه طباطبایی
4 دانشجوی دکترای مدیریت تکنولوژی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی
5 دانشجوی دکترای مدیریت تکنولوژی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی
6 دانشجوی دکترای مدیریت تکنولوژی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی
7 دانشجوی دکترای مدیریت تکنولوژی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی
8 دانشجوی دکترای مدیریت تکنولوژی، دانشکده مدیریت و حسابداری، دانشگاه علامه طباطبایی
doi
چکیده
اهمیت نقش شرکتهایی با فناوری برتر در توسعه اقتصادی و اجتماعی کشورها از یک سو و اهمیت تدوین راهبرد برای بقای این شرکتها در فضای رقابتی امروز و به دنبال آن اهمیت روابط بین برنامهریزی راهبردی و عوامل درون سازمانی در این شرکتها از سویی دیگر، لزوم انجام تحقیقی در این زمینه را مشخص میسازد. با توجه به توضیحات فوقالذکر، هدف اصلی این تحقیق بررسی رابطه بین تدوین برنامهریزی راهبردی و عوامل درون سازمانی در شـرکتهای با فناوری برتر در ایران است. لذا این مقاله به دنبال تعیین میزان ارتباط عوامل درون سازمانی (شامل بر کارکنان، نوع برنامهریزی، تحقیقات بازار، مبانی اصلی تعیین راهبرد) و برنامهریزی راهبردی دراین شرکتهاست. اطلاعات بهدست آمده از پرسشنامه نشان میدهد که اتخاذ برنامهریزی راهبردی در بنگاههای مبتنی بر فناوریهای برتر ایران، با متغیرهایی چون داشتن نیروهای بازاریابی، وجود راهبردهای کاملا مشخص و داشتن تحقیقات بازار درباره مشتریان آینده، همبستگی دارد. از نتایج به دست آمده میتوان نتیجه گرفت که علیرغم این که مدیران این شرکتها برنامهریزی راهبردی را مهم میدانند؛ ولی این نگرش سبب انجام برنامهریزی مزبور نشده است. این موضوع بایستی به عنوان مبحثی در مطالعات آتی مورد تجزیه و تحلیل دقیقتر قرار گیرد. شرکتهای با فناوری برتر که اقدام به استخدام کارکنان با سابقه بازاریابی عمومی مینمایند و به عبارت دیگر این کار را مهم میدانند، در انجام برنامهریزی راهبردی نسبت به سایر شرکتها که اقدام به استخدام این گروه از افراد نمیکنند، موفقتر عمل میکنند. همچنین معلوم شد که شرکتهایی که فرایند برنامهریزی راهبردی را دارند از پیشرفتهای فناورانه و مقتضیات بازار به طور همزمان به عنوان ورودیهای مؤثر در روند برنامهریزی استفاده نمیکنند. در نهایت میتوان گفت این نوع بنگاهها به دلیل اتکا به فناوریهای پیشرفته، از حساسیتهای بیشتری برای تعیین مقاصد و مسیرهای راهبردی برخوردارند که سایه بر ارکان کلیدی دیگر بنگاه نیز میاندازد.