بررسی نسبت فلسفه همچون «ذات اندیشه» با «کنشهای زیستی» از منظر ملاصدرا
نویسندگان
1 استادیار گروه فلسفه و کلام، دانشکده مطالعات اسلامی، دانشگاه بینالمللی اهلبیت (ع)، تهران، ایران.
doi
10.48308/jipt.2024.235621.1523چکیده
این مقاله پیرامون کیفیتِ اتصالِ فلسفه با اراده عملگرایانه برای اتخاذ تصمیمات عینی در زندگی است و پرسش اینکه فلسفه که همچون ذات اندیشه انتزاعی ملاحظه میشود چگونه با عملکرد ما در فرایند زیستن پیوند خورده و ذیل آن، چه چشمانداز و عملکردهایی را در پروژه «فلسفی زیستن» اولویت میبخشد؟ فرضیه مقاله بر امکان این نسبت استوار است؛ از آنرو که از نگاه ملاصدرا، التزام به عمل در اعتلای فلسفهورزی ضروری است؛ این ضرورت در انجام هر اقدامی در پرتو عنایت به حقتعالی و برای تشبه به الوهیت صورت میگیرد. کنشها مبتنیبر بینشهای فلسفی توسعه مییابند و به رهیافتی واحد ختم میشوند. بدینسان، تمایز آدمی از دیگر موجود در نسبتی است که با وجود برقرار کرده و این نسبت نیز در چگونگی رهیافتی که برای زیستن خویش برمیگزیند، قوام مییابد. برآیند ادغام «اندیشه» و «کنش» نیز به شکوفایی اندیشه در متن التزام بهکنشها آشکار میشود.